آقا روح الله :: 4/11/1386:: 12:0 صبح
زن غربى با ورود در منجلاب فساد، دستاوردش نابودى خانواده بود. اينجور نبود که زن با برداشتن حجاب در ميدان علم يا در ميدان سياست يا در ميدان فعاليتهاى اجتماعى پيشرفت کند؛ همهى اينها با حفظ حجاب و عفت ممکن بود و ما در نظام اسلامى اين را تجربه کرديم. برداشتن حجاب، مقدمهاى براى برداشتن عفت بود؛ براى برداشتن حيا در جامعهى اسلامى بود؛ براى سرگرم کردن مردم به عامل بسيار قوى و نيرومند جنسى بود؛ براى اينکه از همهى کارهاى ديگر بمانند؛ و يک مدتى هم موفق شدند، اما ايمان عميق ملت ايران نگذاشت. زنهاى مسلمان ما با وجود سختگيريها در طول زمان، در مقابل اين فشار سرکوبگر مقاومت کردند؛ بعد از رفتن رضاخان به نحوى، در زمان خود او به نحوى، در طول دوران بقيهى طاغوت هم به نحوى. لذا در همان ديماه 1356، روز هفدهم ديماه در مشهد، يک اجتماع عظيمى، تظاهراتى از زنان مسلمان با شعار «حفظ حجاب» راه افتاد. ما آنوقت در تبعيد بوديم؛ خبر آن را شنيديم که زنان مؤمن و مسلمان و شجاع يک چنين حرکتى را به راه انداختند. اين، گوشهاى از فجايع رژيم طاغوت بود؛ نابود کردن آرمانهاى دينى، ارزشهاى اخلاقى، پيشرفتهاى اقتصادى، عزت بينالمللى و خلاصه بر باد دادن سرمايههاى يک ملت جزو کارهائى بود که آن رژيم طاغوت و سياهکار انجام داد.
آقا روح الله :: 26/10/1386:: 12:0 صبح
اين لحظههاى حوادث بزرگ تاريخى، در واقع عوامل پيشرفت تاريخ ملتها هستند. عاشورا يک نيمهروز بيشتر نبود؛ تاريخ را تکان داد و متحول کرد. يک حادثه، گاهى به قدرى عميق و حکيمانه و بجا در طول زندگى يک ملت اتفاق مىافتد که تأثيرات آن براى سالهاى متمادى، گاهى براى قرنهاى متوالى باقى ميماند. محرّم، يکى از همين مقاطع تاريخى است. عاشورا را شيعه، با همهى وجود نگه داشتند. شما ببينيد در طول سالهاى متمادى، قرنهاى متمادى، ياد امام حسين، نام امام حسين، تربت امام حسين، عزاى امام حسين هرگز از بين مردم پيرو اهلبيت و مؤمنِ به اهلبيت خارج نشد؛ اين را رها نکردند؛ هرچند خيلى تلاش شد. حالا شما قضيهى متوکل و بستن راه را شنيدهايد. اينها آن کارهاى چاروادارى، مخالفتهاى چاروادارى بوده است. مخالفتهاى بسيار زيادى در طول زمان به شکلهاى ظاهراً علمى، به شکل احساساتى، به شکل تجربهاى انجام دادند، ولى شيعه نگه داشته است و بايد نگه دارد.
ميگويند چرا ماتم و گريه و اشک را در بين مردم رواج ميدهيد؟ اين ماتم و اشک براى ماتم و اشک نيست، براى ارزشهاست. آنچه پشت سر اين عزاداريها، بر سر و سينه زدنها، اشک ريختنها وجود دارد، عزيزترين چيزهائى است که در گنجينهى بشريت ممکن است وجود داشته باشد؛ او همان ارزشهاى معنوىِ الهى است. اينها را ميخواهند نگه دارند که حسينبنعلى مظهر اين ارزشها بود. يادِ آنهاست؛ زنده نگه داشتن آنهاست.
آقا روح الله :: 2/10/1386:: 11:37 صبح

حج، بازخواني و فراگيري اين درسهاي بزرگ است. برائت از مشرکان و بيزاري از بتها و بتگران، روح حاکم بر حج مؤمنان است. جايجاي حج، نمايشگر دلسپردن به خدا و سعي و تلاش در راه او، و برائت از شيطان و رمي و طرد او و جبههگيري در برابر اوست. و جايجاي حج، مظهر اتحاد و انسجام اهل قبله و رنگباختنِ تفاوتهاي طبيعي و اعتباري و برجستهشدن وحدت و برادري حقيقي و ايماني آنها است.
اينها درسهائي است که ما مسلمانان از هر نقطهي جهان بايد فرا گيريم و براساس آن براي زندگي و آيندهي خود برنامهريزي کنيم.
آقا روح الله :: 13/8/1386:: 6:43 عصر
«مردم سالاري ديني» به مثابه يک روش در اداره جامعه اسلامي، مبتني بر اصولي است که به تفريق در فرمايشات مقام معظم رهبري آمده اند:
اصل اول) رضايت مردم
حکومت اسلامي در بيان و عمل، چنان است که رضايت شهروندان را جلب مي نمايد و همين رضايتمندي پشتيبان حکومت در مقابله با مشکلات مي باشد. مردم در حکومت اسلامي، خود را ولي نعمت و مملکت و حکومت را متعلق به خود مي دانند لذا تلاش نظام در جهت تحقق آرمانها و شعارهاي بيان شده را مطابق با خواست هاي خود يافته، از آن کمال رضايت را دارند:
«در نظام اسلام، کشور متعلق به مردم، واصل، مردم است».(15)
«رضايت مندي» در اين مقام، گسترة وسيعي را شامل مي شود که بارزترين نمودهاي آن که در کلام رهبري بر آنها تاکيد رفته است، عبارتند از:
آقا روح الله :: 24/5/1386:: 10:0 صبح
انسجام اسلامى يعنى کشورهاى مسلمان قدر امت بزرگ اسلامى را بدانند. ما از تکه تکه شدن سودى نمي بريم. ما از دشمنى با يکديگر سودى نميبريم. ما از تشديد اختلافات قومى، فرقهاى، شيعه و سنى، عرب و عجم سودى نميبريم. امت اسلامى يک مجموعهى عظيم است با امکانات بسيار، با سرمايههاى بسيار؛ اما دنياى غرب ما را تکهپاره کرده است، ما را در مقابل هم قرار داده است. قوميتهاى ما را سلاحى براى برخورد با برادران مسلمان قرار داده است و ما هم نادانسته و جاهلانه، اين توطئه و اين ترفند را پذيرفتيم و در اين دام قرار گرفتيم. بايد به خود بيائيم.
ما تعارف نکرديم که گفتيم امسال، سال انسجام اسلامى است. مىبينيم توطئههاى دنياى اسلام را؛ مىبينيم تلاشهائى را که انجام ميگيرد؛ پولهائى را که خرج ميشود براى اينکه بين برادران جدائى بيندازند، نيروهاى ما را عليه هم به کار بيندازند، نگذارند پيش برويم. ما خيلى عقبماندگى داريم. دنياى اسلام خيلى عقبماندگى دارد. در ميدان علم و فناورى بايد جلو برويم؛ بالاتر از آن، در ميدان تهذيب نفس، پرداختن به خود، بايد حرکت کنيم؛ بايد جلو برويم.
آقا روح الله :: 26/4/1386:: 10:0 صبح
در نظام اسلامى محدوديتى که به وجود مىآيد، که اين محدوديت بر طبق فطرت انسانىِ زنانه است؛ هم براى مردها محدوديت است، به يک کيفيتى؛ هم براى زنها به کيفيت ديگرى محدوديت است، کمک کنندهى به اين است که نيروهاى آنها هرز نرود و حتىالمقدور در جهت درستى به کار بيفتد؛ که آن وقت نتيجهاش ميشود رشد فکرى و علمى و عملى در جامعهى زنان، که امروز شاهدش هستيم. اينکه گفته ميشد - و البته هنوز هم بعضىها با غفلتِ تمام ميگويند - مگر ميشود با حجاب و با رعايت حدود شرعى و اسلامى، جامعهى زنان رشد کند، تکليف مسألهى زن در نظام اسلامى چه ميشود، اين جواب عملىاش، جواب عينىاش، همين وجود مجموعهى عظيم نخبگان زن در جامعهى ماست، که هيچ وقت ما در کشور چنين وضعى را نداشتيم؛ در دورهى طاغوت هم نبوده، قبل از آن هم که وضع تعليم و تربيت از جهت ديگرى اشکال داشته. امروز در نظام اسلامى بحمداللَّه اين فراهم است. حالا تعداد بيشتر برگزيدگان دختر در دانشگاهها و امثال آن، اينها مسائل درجهى دو است؛ مسألهى درجهى يک اين است که همين مجموعهى زنان نخبه توانستهاند در نظام جمهورى اسلامى در بخشهاى مختلف بدرخشند.
آقا روح الله :: 15/12/1385:: 2:13 عصر
وقتى جنگ تحميلى شروع شد، مردمِ ما مشغول کارهايشان بودند. تا احساس تهديد شد، جوان از دانشگاه، از بازار، از کارخانه، از روستا، از شهر، از داخلِ زندگيهاى راحت، بيرون آمد و به استقبال خطر رفت، براى دفاع از هويت خود؛ «فمنهم من قضى نحبه و منهم من ينتظر»؛ عدهاى شهيد شدند، عدهاى جانباز شدند، اکثريت عظيمى هم هنوز هستند - توى صحنهاند - و روزبهروز بيشتر مىشوند.
من گفتهام، تأکيد مىکنم بر اين معنا و با يقين اين را عرض مىکنم که: جوانِ امروز - جوانِ نسل سوم - در آمادگى خود و شجاعت خود و غيرت خود براى دفاع از هويت دينى و انقلابى خود، از جوانِ نسل اول - که در دورهى جنگ تحميلى و دفاع مقدس حضور داشت - هيچ کمتر نيست، شايد هم جلوتر است. اين است حقيقت آن انقلابى که جوشيدهى از ايمانهاى مردم و اعتقاد مردم و خواست حقيقى مردم است. حالا چهار نفر آدمِ دلدادهى به بيگانه يا پولگرفتهى از بيگانه - همهشان يکجور نيستند - بيايند يک چيزى بگويند، اما واقعيت قضيه اين است. واقعيت قضيه اين است که انقلاب، مال مردم است، مردم انقلاب را مال خودشان مىدانند، از انقلابشان خشنودند، چون مىبينند که راهِ رسيدن به سعادت، به نيکبختى، به درجاتِ عالىِ انسانى - از لحاظ مادى و معنوى - راهى است که انقلاب به آنها نشان مىدهد، که راهِ اسلام است؛ راه تعاليمِ نجاتبخشِ اسلام است.
آقا روح الله :: 20/7/1385:: 10:0 صبح
بعضى از بگومگوها هم هست که آدم مىبيند اين بگومگوها، آن مقدارى که اهميت دارد، بعضى از تبليغات آنها را چند برابر داراى اهميت ميکند! آن وقت بارِ سنگينش روى دوش ملت ميافتد؛ همين گفتگوهايى که راجع به مسئلهى پايان جنگ و قطعنامه اتفاق افتاد. البته اگر اين بگومگوها نشود، بهتر است؛ اما وقتى شد، نبايستى دربارهى تأثيرش، آنچنان اغراقگونه حرف زد که گويا يک حادثهى عظيمى اتفاق افتاده است؛ نه. حقيقت را دربارهى مسئلهى جنگ، همهى مردم و مسئولان ما ميدانند. در جنگ، مسئولان نظامى و سياسى، همهشان تلاش کردند و همهشان خدمت کردند. ما اينها را به چشم خودمان از نزديک مشاهده کرديم؛ همهشان هم ضعفهايى داشتند. اينها چيزهايى نيست که بتوان انکارشان کرد. سياستمدارها هم ضعفهايى داشتند، نظاميها هم ضعفهايى داشتند؛ اما بىترديد، خدماتشان از ضعفهايشان بيشتر بوده است. برآيند اين ضعفها و اين خدمات، همينى بود که اتفاق افتاد که امام تصميمگيرى کردند. اينها با جزئيات دقيقش، يقيناً در زمان خود، بهتدريج در معرض اطلاع مردم قرار خواهند گرفت و مردم ميدانند، اما آنچه که من عرض ميکنم، اين متن واقع است که حالا انشاءاللَّه اينها يک روز مستدل خواهد شد. برآيند همهى اين تواناييها و ضعفها و موفقيتها و خوبيها و کوتاهيها، همين بود که اتفاق افتاد؛ و اين به معناى شکست نبود و مطلقا به معناى تسليمطلبى نبود. امام مظهر استقامت و ايستادگى و مظهر اميد به آينده و پيشرفت به سمت آيندهها بود. در جنگ هم همينطور عمل کرد؛ در پذيرش قطعنامه هم همينطور عمل کرد؛ در اعلاميههاى خود و بيانيههاى خود هم همينطور عمل کرد؛ اين راه را به ما هم ياد داد و ما هم در همين راه قدم گذاشتيم و به فضل و به کمک الهى، در همين جهت هم پيش خواهيم رفت؛ بدون هيچگونه تعلّل و تبانى؛ به حول و قوّهى خداوند.
آقا روح الله :: 18/6/1385:: 11:0 صبح
آقا روح الله :: 31/5/1385:: 11:0 صبح

روز «بعثت»، تحقيقاً بزرگترين روز در تاريخ بشريّت است. روز ولادتِ برجسته ترين و شريفترين مفاهيم و ارزشهاست. بعثت نبىّاکرم عليهالصّلاةوالسّلام، يک حرکت عملى بود تا بشر را از يک سو به سرمنزل کمال فردى، روحى و معنوى، و از سوى ديگر به تعالى زندگى اجتماعى و اصلاح وضع جوامع برساند. مسئله اين است که در بعثت پيغمبر، آنچه به مردم هديه شد، فقط تعدادى مفاهيم خشک و ارائه طريقى که رهروى در آن نيست و کسى زمام امور مردم را در آن راه در دست ندارد، نبود. از لحظه اوّل، اين بعثت در وجود خودِ آن بزرگوار و سپس در روح و جان و در عمل مؤمنين به اين پيام، تحقّق يافت و جاهليّت، از لحظه اوّل، از اين پيام ضربه خورد و با آن مقابله کرد. اين، خصوصيت بعثت انبياست.
اين، مخصوص نبوّت خاتم هم نيست. انبيا حرکت مىکنند و آنچه را که در مقام تعليم به انسانها هديه مىکنند، در عمل هم نشان مىدهند. خودشان اوّلين کسانى هستند که اين راه را طى مىکنند. ....
پيام مبعث را مىشود در قرآن، در بخشهاى برجستهاى جستجو کرد. من دو قسمت از اين پيام عظيم را اشاره مىکنم که ببينيد چقدر براى ما مسلمانان مهم است و چطور در مقابل ما برنامه و راه قرار مىدهد:
يکى اين پيام است که در آياتى از قرآن، به آن اشاره شده است؛ از جمله اين آيه که مىفرمايد: «بسماللَّهالرّحمنالرّحيم. کتابٌ انزلناه اليک لتخرج النّاس من الظلمات الىالنور» (ابراهيم: 2) پيام خروج از ظلمت و ورود به نور.
نور و ظلمت، چيزى نيست که براى انسان در بخشهاى مختلف، قابل اشتباه باشد. اسلام و پيام بعثت، انسانها را از ظلمات جهل، ظلمات عادات زشت، خُلقيّات بد، فتنههاى ميان افراد بشر، خرافاتى که بر ذهنهاى انسانها حاکم مىشود، پنجه مىاندازد و آنها را از راه مستقيم منحرف مىکند، ظلمات ظلم و طغيان - اينها همه ظلمات است - خارج مىکند و به نورى که مقابل آن است، هدايت و دلالت مىکند.
در آيات متعدّدى از قرآن، اين مضمون تکرار شده است؛ يعنى يک تحوّل در زندگى انسان، از لحاظ اجتماعى، از لحاظ هدف گيرى و از لحاظ فردى؛ از همه جهت.
يک نقطهى برجسته ديگر، مسئلهي اخلاقيّات و تزکيه نفوس است که آن هم در آياتى از قرآن مورد تأکيد قرار گرفته است و در حديث نبوى معروف بين همه فِرَق اسلامى هم هست که «بُعِثتُ لِاُتَممّ مکارم الاخلاق» (مرآة العقول، ج 7، ص 347).
آقا روح الله :: 30/5/1385:: 5:0 عصر
آقا روح الله :: 28/5/1385:: 11:38 صبح

برادر مجاهد و بسيار عزيز جناب آقاي سيّدحسن نصرالله ادامالله عمره و عۣزّه و عافيته
سلام عليکم بما صبرتم
درود بر شما و بر ديگر برادران و بر يکايک مجاهدان حزبالله.
آنچه شما با جهاد و مقاومت بينظير خود به امت اسلامي هديه کردهايد از حد توصيف اينجانب بالاتر است. جهاد دلاورانه و مظلومانهي شما که نصرت الهي را به شما ارزاني داشت، بار ديگر ثابت کرد که سلاحهاي مدرن و مرگبار در برابر ايمان و صبر واخلاص، ناکارآمد است و ملتي که ايمان و جهاد دارد مغلوب سيطرهي قدرتهاي ستمگر نميشود. پيروزي شما پيروزي اسلام بود. شما توانستيد به حول و قوهي الهي ثابت کنيد که برتري نظامي، به ابزار و سلاح و هواپيما و ناو و تانک نيست، به قدرت ايمان و جهاد و فداکاري همراه با عقل و تدبير است. شما برتري نظامي خود را بر رژيم صهيونيستي تحميل کرديد؛ تفوق معنوي خود را در ابعاد منطقهئي و جهاني تثبيت نموديد؛ افسانهي شکستناپذيري و هيبت دروغين ارتش صهيونيست را به سخره گرفتيد؛ و آسيبپذيري رژيم غاصب را به نمايش گذاشتيد. شما به ملتهاي عرب، عزت بخشيديد و توانائيهاي آنان را که دهها سال بوسيلهي تبليغات وسياستهاي استکباري، انکار شدهبود، در صحنهي عمل به همه نشان داديد.
آنچه اتفاق افتاد حجتي از سوي خداوند بر همهي دولتها و ملتهاي اسلامي و بويژه در منطقهي خاورميانه است. شما بار ديگر مصداق اين کلام نوراني قرآن شديد:
قَدْ کانَ لَکُمْ ءَايَةٌ فى فِئَتَينِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقاتِلُ فى سبِيلِ اللَّهِ وَ أُخْرَى کافِرَةٌ يَرَوْنَهُم مِّثْلَيْهِمْ رَأْى الْعَینِ وَ اللَّهُ یُؤَیِّدُ بِنَصرِهِ مَن یَشاءُ إِنَّ فى ذَلِک لَعِبرَةً لأُولى الأَبْصارِ.
این اولوالأبصار، امروز تودههای میلیونی و جوانان غیور و مؤمن در کشورهای منطقه، و سیاسیون سالم، و زمامداران و رهبران مستقل و خردمندند.
جهاد مظلومانهی شما، دشمن را افشاء کرد و چهرهی حقیقی او را به نمایش گذاشت. کشتار بیرحمانهی مردم غیرنظامی؛ به خاک و خون کشیدن کودکان بیگناه و زنان بیدفاع؛ حادثهی قانا و نظائر متعدد آن، ویرانسازی هزاران خانه و کاشانه و آواره کردن هزاران خانواده؛ نابود کردن زیرساختهای بخش مهمّی از لبنان، و فجایعی از این قبیل ، چهرهی حقیقی زمامداران آمریکا و برخی دولتهای اروپائی را در کنار چهرهی کریه و منفور رژیم صهیونیستی به همه نشان داد. نشان داد که شعارهای منافقانهی آنان در باب حقوق بشر و آزادی و دموکراسی، چقدر آلوده به دروغ و فریب و رذالت است. نشان داد که وقتی زمامداران کشورها از رحم و شفقت و منطق و صداقت بیگانه باشند چه فجایعی ممکن است برای جامعهی انسانیت پیش بیاید. سخنان اخیر رئیس جمهور آمریکا در دفاعی قلمداد کردن جنایات رژیم صهیونیستی و ادعاهای خندهآور او در بارهی پیروز شدن اسرائیل در جنگ لبنان، نمونهی روشنی از این بیرحمی و شقاوت و بیمنطقی را در برابر چشم همه گذاشت.
و اما لبنان .. و ما ادراک ما لبنان .. لبنان به برکت همت و شجاعت مردم خود درخشید. دشمن به غلط پنداشته بود که با حمله به لبنان ضعیفترین حلقهی کشورهای منطقه را هدف قرار میدهد و طرح وهمآلود خاورمیانهی دلخواه خود را کلید میزند. دشمن، یعنی امریکا ـ اسرائیل، از صبر و هوشمندی و دلاوری ملت لبنان غافل بود؛ از توانائی بازوان سطبر لبنان غافل بود؛ از سنت الهیِ« ... کم مِّن فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَت فِئَةً کثِیرَةَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصابرِینَ» غافل بود.
ملت لبنان و جوانان دلاور و سیاستمداران هوشمندش با سیلی سخت خود، او را از این غفلت بیرون آوردند. دشمن اکنون در صدد بریدن این بازوی توانا و کارآمد است؛ در صدد ایجاد اختلاف میان سیاستمداران است؛ در صدد پاشیدن ویروس بیصبری و تردید در مردم است. همه باید در برابر این سمپاشیها بیدار باشند. به حول و قوهی الهی شما در خنثی کردن توطئههای آنان موفق خواهید شد و پیروزی دومی بدست خواهید آورد، انشاءالله. جهادی که اکنون در این میدان جدید، پیش روی شماست مانند جهاد فداکارانهی شما در میدان نظامی، حائز اهمیت و در آن، صبر و توکل و اخلاص و تدبیر، تعیین کننده است.
به شما و دیگر برادران و دلاوران عرصهی جهاد درود میفرستم و دست و بازوی همهی شما را میبوسم.
آقا روح الله :: 19/5/1385:: 6:0 عصر
شما ببينيد قريب يک ماه است که دشمنان اسلام اينطور جنايتکارانه به يک جمع مسلمان حمله مىکنند - يک جنگ معمولى هم نيست؛ جنگى است سرشار و لبريز از جنايتهاى جنگى، کشتار مردم بىدفاع، استفادهى از سلاحهاى ممنوع و غيرقانونى - اما دولتهاى اسلامى، بخصوص برخى از دولتهاى عرب، دست روى دست گذاشتهاند، دارند نگاه مىکنند! اين اشتباه، بسيار خسارتبار است. اين دولتها ملاحظهى امريکا و ملاحظه قدرتهاى استکبارى را مىکنند؛ اما آنها در هنگام خود، ملاحظه اينها را نخواهند کرد. دشمن هم البته فعال است و مسألهى شيعه و سُنى يکى از ابزارهاى مهم دشمنان براى زمينگير کردن امت اسلامى است. هم سُنىها بدانند، هم شيعهها بدانند؛ همه، در ايران و در دنياى اسلام، اين را بدانند که اختلاف شيعه و سنى يکى از ابزارها و چماقهاى دشمن عليه امت اسلامى است. آنها هر جور بتوانند، از اين ابزار استفاده مىکنند. آن روزى که سُنىِ فلسطينى زير فشار است، يک عدهاى را با اين شعار، با اين تبليغات، که: اينها سُنى هستند، شما شيعه هستيد؛ سعى مىکنند نگذارند کمک کنند. امروز که شيعهى لبنان زير فشار است، به يک عدهاى مىگويند: شما سُنى هستيد، اينها شيعه هستند؛ به آنها کمک نکنيد. آنها نه به شيعه احترامى مىگذارند، نه به سُنى؛ آنها با اصل اسلام طرفند. ادامه مطلب...
آقا روح الله :: 18/5/1385:: 4:22 عصر

محبت به اميرالمؤمنين (عليهالصّلاةوالسّلام) و ارادت به اين مرد بزرگ تاريخ بشريت و تاريخ اسلام، نه مخصوص شيعيان است، نه حتى مخصوص به قاطبهى مسلمانان؛ بلکه اين چيزى است که آزادگان عالم در آن با مسلمانان شريکند. شما مىبينيد که شخصيتهايى که مسلمان هم نيستند، دربارهى اين چهرهى درخشان و خورشيد تابناک اظهار ارادت مىکنند، کتاب مىنويسند، شعر مىگويند. خيلى خطاست اگر اميرالمؤمنين علىابنابىطالب در بين مسلمانان يک وسيلهى اختلاف قرار بگيرد. آن بزرگوار شخصيتى است که همهى مسلمانان و همهى فرق اسلامى نسبت به او با همهى وجود و با دل و جان، ارادت و محبت مىورزند. اين علاقه و محبت از برجستگيها و صفات و خصالى ناشى مىشود که هر انسان منصفى در مقابل اين خصال، خاضع است؛ قدر جامع و قدر مشترک، اين است.
ايمان مخلصانه، جهاد فداکارانه، ذوب شدن در امرونهى الهى، اطاعت و عبوديت مطلق در مقابل خداوند، بىاعتنايى به زخارف دنيوى و جهات مادى، رحم و انصاف و عدالت نسبت به عموم مردم، نگاه عطوفتآميز به مظلومان، به ضعيفان، به مستضعفان، ايستادگى و قاطعيت در مقابل دشمنان دين، رفتن به دنبال وظيفه در همهى شرائط و با هر گونه سختى و دشوارى؛ اينها کلمات حکمتآميزى است که بشر ديروز و امروز و فردا به اين کلمات نيازمند است. نهجالبلاغهى اميرالمؤمنين (عليهالصّلاةوالسّلام) درسِ هميشهى بشريت است. اين شخصيت ظاهرى اميرالمؤمنين (عليهالصّلاةوالسّلام) است که چشم کوتهبين ما مىتواند آن را ببيند و حس کند و زيبايىهاى آن را ادراک کند. ابعاد معنوى و قدسى و ملکوتى، مخصوص قديسين و مخصوص صديقين است، که آنها مىبينند؛ و چشمهاى ما توانايى ندارد که مانند اولياءاللَّه و بندگان مقرب الهى آنها را درک کنند. امروز سالگرد ولادت يک چنين شخصيتى است و البته عيد است.
آقا روح الله :: 14/5/1385:: 7:23 عصر
به اعتقاد من بايستى مهمترين امر در ذهنتان اين باشد که به خدا توکل کنيد و حقيقتاً - به معناى واقعى کلمه - از او کمک بخواهيد و از او استغاثه کنيد. اشخاصِ ما عجزهيى بيش نيستيم؛ اين عجز را بايستى به قدرت بىنهايت پروردگار وصل کنيم، تا بکلى آسيبناپذير شويم. من طهارت و صفاى شما را مىدانم؛ اما روزبهروز بايد اين بيشتر بشود. توسلات و توجهاتتان را به پروردگار بيشتر کنيد. نوافل - مخصوصاً نافلهى شب - وسيلهى مهمى است. شما ببينيد که خداوند متعال در سورهى مزمل با پيامبر خودش چگونه حرف مىزند. بعد از آنکه او را به برخاستن در شب و تضرع در نيمهى شب امر مىکند، مىفرمايد: «انّا سنلقى عليک قولا ثقيلا». البته قيام او با قيام امثال ما فرق مىکند؛ طبعاً آن ثقلى که بر دوش آن بزرگوار بود، با ثقلهايى که بر دوش لاغر و ضعيف ما هست، فرق مىکند؛ به همان نسبت، خود ما هم کوچک و ضعيفيم و همان تمرين براى ما هم لازم است.

