دانش بي عمل مانند کمان بي زه است . [امام علي عليه السلام]

امام خامنه اي
خانه | ارتباط مديريتبازديد امروز:15بازديد ديروز:54تعداد کل بازديد:32287

آقا روح الله :: 28/6/1385::  11:0 صبح


اقتدار ملى براى يک کشور، حفظ کننده هويت او، مايه عزّت او و وسيله رسيدن او به آرمانهاست. تلاشى که براى نابودى ملتها و به زنجير کشيدن آنها - از دورانهاى گذشته تا امروز - مى‏شود، هميشه در جهت نابود کردن يا ضعيف کردن اقتدار ملى آنها بوده است؛ و بعکس، ملتهايى که در راه تعالى و کمال قدم برمى‏دارند، بايد در اقتدار ملىِ خودشان بکوشند. اقتدار ملى، فقط به معناى توانايي هاى نظامى نيست؛ اقتدار ملى يک مسئله همه جانبه است و بر دوش همه دستگاههاست و به عنوان يک وظيفه اصلى، بر دوش هر سه قوّه اساسى کشور نهاده شده است. اقتدار ملى به معناى اين است که يک ملت، در مسئولان کشور جلوه‏هاى قدرت و توانايى و عزّت خود را مشاهده کند و کارها با سياست هاى درست، با برنامه‏ريزى صحيح، با جدّيت و پشتکار و با هماهنگى و انسجامِ کامل پيش برود. در سايه اقتدار ملى است که مردم مى‏توانند به قدر استعدادشان و با شکوفايى اين استعدادها، تلاش خودشان را مبذول کنند. هر سه قوّه بايد تلاش کنند تا با جدّيت و پشتکار و توکّل به خدا و اعتماد به مردم و همکارى با يکديگر، اقتدار ملى را تجلّى بخشند و مظهر اقتدار ملى شوند.

آقا روح الله :: 26/6/1385::  11:0 صبح

استقرار امنيت

امنيت، يکى از اساسى‏ترين و اصلى‏ترين نيازهاى يک ملت و يک کشور است. مهمترين مشکل براى يک کشور وقتى به وجود مى‏آيد که در محيط کار، در محيط زندگى، در محيط تحصيل و در فضاى عمومى جامعه، مردم احساس امنيت نکنند. اين‏جاست که مغزهاى فعّال، دستهاى توانا و سرانگشتان ماهر، هيچيک نخواهند توانست مسئوليت مهمّى را که هر کدام بر دوش دارند، به انجام برسانند. در فضاى امنيت است که هم تلاش علمى، هم تلاش اقتصادى، هم روحيه و نشاط و هم همه فعاليتهاى يک کشور مى‏تواند به‏درستى برنامه‏ريزى شود و با دقّت دنبال گردد و به نتايج خود برسد.... جوانان ايرانى در دوران مبارک انقلاب اسلامى به اثبات رساندند که کار ناممکن براى آنها وجود ندارد. نشان دادند که اراده و همت آنان مى‏تواند بر همه مشکلات فائق آيد. همت کنيد، اراده کنيد، سعى کنيد، خود را آماده کنيد؛ براى اين‏که بتوانيد آنچه را که اين ملت بزرگ و شجاع از شما انتظار دارد - يعنى استقرار امنيت کامل - به او هديه کنيد. اين يک وظيفه بزرگ است و بازوان توانايى که اين کار را متعهّد است، نيروى انتظامى است..... امنيت، يک مقوله اساسى است. امنيت اجتماعى، امنيت فردى، امنيت در همه محيطهاى زندگى، امنيت فکرى و معنوى و روانى، همه اينها جزو انتظارات مردم است. بخش مهمى از اين وظيفه بر دوش نيروى انتظامى است. جوانهاى بااستعداد، جوانهاى مؤمن، بحمداللَّه در اين نيرو خود را آماده مى‏کنند که به اين وظايف بزرگ برسند.

آقا روح الله :: 24/6/1385::  11:0 صبح

ارکان چهارگانه


هدف‌ عمده‌ عبارت‌ است‌ از ساختن‌ کشوري‌ نمونه‌ که‌ در آن‌، رفاه‌ مادي‌ همراه‌ با عدالت‌ اجتماعي‌ و توأم‌ با روحيه‌ و آرمان‌ انقلابي‌، با برخورداري‌ از ارزشهاي‌ اخلاقي‌ اسلام‌ تأمين‌ شود. هريک‌ از اين‌ چهار رکن‌ اصلي‌، ضعيف‌ يا مورد غفلت‌ باشد، بقاي‌ انقلاب‌ و عبور آن‌ از مراحل‌ گوناگون‌ ممکن‌ نخواهد شد. رفاه‌ ‌ مصرف‌گرايي‌ نيست‌ ـ که‌ خود، يکي‌ از سوغات‌هاي‌ شوم‌ فرهنگ‌ غرب‌ است‌ ـ بلکه‌ بدين‌ معني‌ است‌ که‌ کشور از نظر آبادي‌ و عمران‌، استخراج‌ معادن‌ و استفاده‌ از منابع‌ طبيعي‌، تأمين‌ سلامت‌ و بهداشت‌ جامعه‌، رونق‌ اقتصادي‌ و رواج‌ توليد و تجارت‌، با تکيه‌ بر استعدادهاي‌ ذاتي‌ نيروهاي‌ انساني‌ خودي‌، به‌ حد قابل‌ قبول‌ برسد و علم‌ و فرهنگ‌ و تحقيق‌ و تجربه‌ همگاني‌ شود و نشانه‌هاي‌ فقر و عقب‌افتادگي‌ رخت‌ بربندد. عدالت‌ اجتماعي‌، بدين‌ معني‌ است‌ که‌ فاصله‌ي‌ ژرف‌ ميان‌ طبقات‌ و برخورداريهاي‌ نابحق‌ و محروميتها از ميان‌ برود و مستضعفان‌ و پابرهنگان‌ که‌ همواره‌ مطمئن ترين‌ و وفادارترين‌ مدافعان‌ انقلابند، احساس‌ و مشاهده‌ کنند که‌ به‌ سمت‌ رفع‌ محروميت‌، حرکتي‌ جدي‌ و صادقانه‌ انجام‌ مي‌گيرد. با قوانين‌ لازم‌ و تأمين‌ امنيت‌ قضايي‌ در کشور، بساط تجاوز و تعدي‌ به‌ حقوق‌ مظلومان‌ و دست‌اندازي‌ به‌ حيطه‌ي‌ مشروع‌ زندگي‌ مردم‌ جمع‌ شود. همه‌کس‌ احساس‌ کند که‌ در برابر ظلم‌ و تعدي‌ مي‌تواند به‌ ملجأ مطمئن‌ پناه‌ برد، و همه‌ کس‌ بداند که‌ با کار و تلاش‌ خود خواهد توانست‌ زندگي‌ مطلوبي‌ فراهم‌ آورد. روحيه‌ و آرمان‌ انقلابي‌، بدين‌ معني‌ است‌ که‌ ميل‌ به‌ زندگي‌ راحت‌ و مرفه‌، جامعه‌ و مسئولان‌ را به‌ سازشکاري‌ و تسليم‌ در برابر زورگويي‌ قدرتهاي‌ جهاني‌ و غفلت‌ از توطئه‌ي‌ استکبار و بي‌اعتنايي‌ به‌ پيام‌ جهاني‌ انقلاب‌ نکشاند. آن‌ روزي‌ که‌ خداي‌ نخواسته‌ جمهوري‌ اسلامي‌، رفاه‌ و آبادي‌ را هدف‌ عمده‌ي‌ خويش‌ قرار داده‌ و در اين‌ راه‌ حاضر به‌ چشم‌پوشي‌ از آرمانهاي‌ انقلابي‌ و جهاني‌ و فراموشي‌ از پيام‌ جهاني‌ انقلاب‌ شود، روز انحطاط و زوال‌ همه‌ي‌ اميدها خواهد بود; و خدا چنين‌ روزي‌ را ان‌شاءالله‌ هرگز نخواهد آورد. بي‌شک‌، ملت‌ ايران‌ براي‌ دفاع‌ از اسلام‌ عزيز و استقلال‌ ملي‌ آماده‌ است‌ که‌ همه‌ چيز خود را فدا کند. برخورداري‌ از ارزشهاي‌ اخلاقي‌ اسلام‌ بدين‌ معني‌ است‌ که‌ روح‌ فضيلت‌ و پرهيزکاري‌ و وارستگي‌ و بردباري‌ و اجتناب‌ از شهوات‌ ممنوع‌ و دوري‌ از حرص‌ و آز و دنياطلبي‌ و حق‌کشي‌ و نامردمي‌ و مال‌اندوزي‌ و روي‌آوردن‌ به‌ خلوص‌ و پاکي‌ و پارسايي‌ و ديگر خصلتهاي‌ اخلاقي‌ در جامعه‌ رواج‌ يابد و به‌ صورت‌ ارزشهاي‌ اصلي‌ به‌ حساب‌ آيد. بر اين‌ چهار ستون‌ اصلي‌ است‌ که‌ جامعه‌ي‌ رو به‌ رشد اسلامي‌ شکل‌ مي‌گيرد و قوام‌ و استحکام‌ مي‌يابد و استعدادها شکوفا و سرچشمه‌هاي‌ نيکي‌ و بهروزي‌ جوشان‌ مي‌شود و جامعه‌ي‌ اسلامي‌ الگوي‌ جذابي‌ براي‌ همه‌ي‌ ملتها مي‌گردد

آقا روح الله :: 22/6/1385::  11:0 صبح

آرمانگرائي


عدم سازش وتسليم در برابرظلم و زور گويي امروز هم ملت ايران، يک ملت آرمانگراست و با ظلم و زورگويى و تحميل و تبعيض مخالف است. همه کسانى که اهل ظلمند، همه کسانى که اهل تبعيضند، همه کسانى که اهل زورگويى هستند و همه کسانى که اهل چپاولگري اند، طبعاً با اين ملت ميانه خوبى ندارند. البته بعضي ها مى‏گويند و ترويج مى‏کنند که ما توهّم مى‏کنيم که عليه مان توطئه هست و دشمنى وجود دارد! خيلى خوب؛ کسانى که دلشان مى‏خواهد چشم خودشان را روى هم بگذارند و بگويند ان‏شاءاللَّه گربه است، بگذارند؛ اما واقعيت که عوض نمى‏شود. وجود دشمن، با به خواب رفتن من و شما که از بين نمى‏رود. اگر دشمن، کمين گرفته و منتظر فرصت است که ضربه وارد کند، چه من و شما بدانيم، چه ندانيم؛ اگر به فرض خود را به ندانستن هم بزنيم، بالاخره دشمنى خودش را مى‏کند، چون دشمن است. با ندانستن ما، يا خود را به ندانستن زدن، دشمن از دشمنىِ خود دست برنمى‏دارد. افرادى مايلند اثبات کنند که نخير؛ ملت ايران هيچ دشمنى ندارد! کنار خانه خودتان بنشينيد و به کار خودتان سرگرم باشيد؛ خاطرتان هم جمع باشد که همه جا امن و امان است! نه؛ اين حرفها واقعيت ندارد. يک ملت زنده نمى‏تواند اين‏گونه فکر کند. حتّى ما بعضى از ملتها و دولتها را سراغ داريم که در دورانى، که يا دشمنانشان آن‏قدر هم خطرناک نبودند، يا دشمنانشان آن‏قدر به آنها نزديک نبودند، اين‏طور وانمود مى‏کردند که دشمن در خانه آنهاست؛ براى اين‏که بتوانند از خودشان درست دفاع کنند! در همين سالهاى طولانى جنگ سرد بين شرق و غرب، غالباً در کشورهاى غربى و عمدتاً در امريکا اين‏طور بود. حتّى دشمن موهوم درست مى‏کردند؛ دشمنى که شايد آن‏قدرها هم دشمنى او نزديک نبود؛ اما آن‏چنان دشمن را به افکار عمومى‏شان نزديک جلوه مى‏دادند که بتوانند کارهاى بزرگ و اقدامات مورد نظر خودشان را انجام دهند! اين مربوط به کسانى است که دشمن اين‏قدر نزديک به آنها هم نيست. آن‏وقت در کشورى مثل ايران، با اين دشمني‌ها و توطئه‏هاى آشکار، با آنچه که در داخل کشور مى‏بينيم، با آنچه که از اطراف و اکناف عليه ما به‏طور دائم توطئه و دشمنى انجام مى‏گيرد، عاقلانه نيست که بگوييم: «نه آقا، ما دشمنى نداريم. دشمنمان، دشمن نيست و در فکر توطئه نيست.» اين حرف قابل اعتنايى نيست. پس، آن کسانى‏که نمى‏خواهند خودشان را به حماقت بزنند و بگويند دشمن نداريم، ناچارند در هر مرحله‏اى هدفهاى دشمنشان را بشناسند و بدانند که دشمن در فکر چيست.

آقا روح الله :: 20/6/1385::  11:0 صبح

دفاع از سرافرازي و عزت


انقلاب اسلامى نشان داد که اسلام مى‏تواند به يک ملت، سرافرازى و عزّت دهد؛ يک ملت را از زيربار فشار و تحميل بيگانگان نجات دهد و از حالت تحقيرى که بر آن ملت تحميل کرده‏اند، بيرون بکشد. مى‏تواند استعدادهاى يک ملت را در همه ميدانها بروز و ظهور بخشد؛ مى‏تواند به يک ملت، قدرت دفاع از خود، قدرت دفاع از عقايد و از هويت و شخصيت خود بدهد. انقلاب اسلامى اين را نشان داد. لذا آن وقتى که انقلاب اسلامى پيروز شد و وقتى امام بزرگ ما - آن شخصيت عظيم، آن شخصيت بى‏نظير در زمان ما - توانست از زبان اين ملت، سخن بگويد، همه مسلمانان عالم احساس افتخار و حيات کردند؛ احساس کردند که زنده شده‏اند. اين خون تازه‏اى که در رگهاى امّت اسلامى دويد، دشمنان را بسيار دستپاچه و سراسيمه کرد. آنها نيروهايشان را روى هم گذاشتند تا با اين پديده عظيم - يعنى اسلام انقلابى که امروز آن را يک ملت فرياد مى‏کند - مبارزه کنند. از روزِ اوّل تا امروز - در طول اين بيست سال - مبارزه کردند! مبارزه با چيست؟ مبارزه با عزّت و استقلال ملت ايران و مبارزه با هويت ملت ايران است؛ اما چون اسلام است که اين عزّت را داده و به ملت ايران، هويت بخشيده است؛ چون اسلام است که به ملت ايران قدرت بخشيده است تا بتواند آرمانها، آرزوها و خواستهاى خود را علناً بر زبان آورد و آن را دنبال کند و از اخم قدرتها و دست نشاندگان آنها و حکومتهاى فاسد نترسد؛ چون اسلام است که اين امتياز را به ملت ايران بخشيده است، با اسلام دشمنند. دشمنى با اسلام انقلابى، اسلام امام، اسلام زندگى‏بخش، اسلامى که وقتى پرچمش برافراشته مى‏شود، همه دنيا را به خود متوجّه مى‏کند؛ همچنانى که امروز هم همين‏طور است. دشمنى با اين اسلام به‏خاطر اين است که اسلام، دست بيگانگان را از اين جا کوتاه کرد و منابع اين کشور را از دست بيگانگان نجات داد. لذا امروز خدمت به ايران و خدمت به ملت ايران، عبارت از خدمت به اسلام است. هرکس که امروز اسلام انقلابى، اسلام امام، اسلام زندگى بخش و اسلام مبارزه با ظلم و ستم را گرامى بدارد - نه آن چيزى که به نام اسلام در مقابل ظلم و ستم، تعظيم مى‏کند! آن اسلام نيست، فريب است - هرکس که امروز اسلام حقيقى و به تعبير امام بزرگوار ما اسلام ناب محمّدى را تأييد و حمايت کند، اوست که براى ايران و ملت ايران، براى تاريخ ايران و آينده ايران و يکايک آحاد اين ملت خدمت مى‏کند.


آقا روح الله :: 19/6/1385::  7:0 صبح



شعار استقلال، يکى از مهمترين شعارهاست. اگر استقلال نباشد، يک ملت به آزادى خود و به شعار آزادى خود هم نمى‏تواند خوشبين باشد. استقلال را بعضى عمداً، بعضى سهواً، بعضى از روى غفلت و بعضى از روى خباثت، مى‏خواهند به دست فراموشى بسپارند. من امروز درباره‏ى مسئله استقلال - در وقتى که گنجايش اين سخن را داشته باشد - در برابر شما برادران و خواهران عزيز مطالبى را عرض مى‏کنم. معنى استقلال چيست؟ براى يک ملت، استقلال چه مفهوم و چه ارزشى دارد؟ استقلال، يعنى اين‏که يک ملت بتواند بر سرنوشت خود مسلّط باشد؛ بيگانگان دست دراز نکنند و سرنوشت او را خائنانه و مغرضانه رقم نزنند. اين معناى استقلال است. اگر از ملتى استقلال او گرفته شد؛ يعنى اگر بيگانگان - که يقيناً دلسوز او نيستند - بر سرنوشت او مسلّط شدند، دو چيز را از دست مى‏دهد: اوّل، عزّت نفس خود را، افتخارات خود را، احساس هويّت خود را؛ دوم، منافع خود را. دشمنى که بر سرنوشت يک ملت مسلّط شود، دلسوز آن ملت نيست و منافع آن ملت براى او اهميت ندارد. آن‏که مى‏آيد يک ملت را مسخّر سرپنجه قدرت خود مى‏کند، در درجه اوّل - در حقيقت، در اوّل و آخر- به فکر منافع خود است. آنچه براى او کمترين اهميتى ندارد، منافع آن ملتى است که استقلال خود را از دست داده است. ما در اين زمينه نمونه‏هاى فراوانى در قرن نوزدهم و سپس به دنبال آن در قرن بيستم، داريم...... . عزيزان من! برادران و خواهران من! نبودن استقلال، با يک کشور اين‏طور عمل مى‏کند. هويّت ملى را از مردم آن کشور مى‏گيرد؛ افتخارات را از آنها مى‏گيرد؛ سابقه تاريخى را از آنها مى‏گيرد؛ منافع مادّى آنها را چپاول مى‏کند؛ هويّت فرهنگى و زبان آنها را هم مى‏گيرد. اين وضع تسلّطِ يک قدرت بر يک کشور است. در دوران استعمار اين‏گونه بود. در دوران بعد از استعمار - که معروف به دوران استثمار است - طور ديگرى بود. البته کشور ما هرگز استعمار نشد؛ يعنى بيگانگان نتوانستند به اين کشور بيايند و يک حکومت غير ايرانى - حکومت مثلاً انگليسى؛ چون انگليسيها اين‏جا مسلّط بودند - تشکيل دهند. ملت ايران اين را اجازه نداد؛

آقا روح الله :: 16/6/1385::  12:18 عصر



در زمينه اقتصادى، چيزهايى که ما به آنها اهميت مى‏دهيم، رونق اقتصادى و اشتغال و کاهش تورّم و خودکفايى در مواد اساسى کشاورزى است؛ يعنى امنيت غذايى کشور. اينها مسائل بسيار مهم و اساسى است و بايد در اين دوره، ما به حدّ مطلوب به اين اهداف نائل شويم. ما بايد تورّم را يک‏رقمى کنيم. البته در بعضى از کشورهايى که اسم بردند، آن طور که آمار نشان مى‏دهد، تورّم خيلى بالاست. البته پيشرفتها و رشدهايى داشته‏اند، اما سطح تورّم خيلى بالاست؛ اصلاً غيرقابل تحمّل است و زندگى خيلى سخت است، که من نمى‏خواهم اسم اين کشورها را بياورم. در عرصه اجتماعى، توسعه بايد با مردم گره بخورد؛ مردم بايد محور توسعه باشند. عدالت حتماً يکى از شاخصهاى اصلى است. برنامه‏ريزى و سياستگذارى‏اى که عدالت و توزيع عادلانه ثروت را در جامعه نديده بگيرد، نمى‏تواند چشم‏انداز مورد نظر ما را تأمين کند....: توجّه کنيد حتماً عنصر عدالت اجتماعى و اقتصادى و توزيع عادلانه ثروت رعايت شود. نمى‏گوييم همه درآمد برابر داشته باشند - اين‏که مورد بحث نيست - اما نمى‏توانيم از عنصر عدالت که يکى از اساسى‏ترين عناصر در نظام جمهورى اسلامى است، صرف‏نظر کنيم؛ بايد حتماً رعايت شود. رفع فقر و ايجاد امنيت مدنى و قضايى هم بسيار مهمّ است و بايد حتماً ملاحظه شود. آزادى بايد به شکل منطقى و صحيح در جامعه تأمين شود؛ همان آزادى‏اى که انقلاب اسلامى و نظام اسلامى پرچمش را در دنياى اسلام بلند کرد؛ نه آزادى به شکل افراطى، تقليدى و من‏درآوردى. کجا بحث آزادى در اين منطقه از دنيا مطرح بود؟ در دنياى اسلام، پرچم آزادى را نظام جمهورى اسلامى بلند کرد؛ در شعارهايش «استقلال» و «آزادى» طنين‏انداز بود. البته خيلى از کشورها ادّعاى آزادى دارند و شعارش را هم مى‏دهند؛ اما آزادى مدنى در بخشهايى به‏شدّت نقض مى‏شود. هم در اروپا و هم در خودِ ايالات متّحده امريکا اين‏گونه است. در امريکا آزادى تا آن‏جايى است که به منافع اساسى سرمايه‏داران - که صحنه‏گردانهاى پشت صحنه نظام امريکاي هستند - لطمه نخورد. هرجا مختصر خدشه‏اى وارد آيد، آزادى به‏شدّت سرکوب مى‏شود؛ از هيچ‏کس هم ملاحظه و تقيّه نمى‏کنند. ما به آزادى معتقديم. اعتقاد ما به آزادى و تأمين حقوق شهروندى در مسائل اجتماعى هم، ريشه‏دار و داراى مبناى دينى است.

آقا روح الله :: 6/6/1385::  12:5 عصر

شاخص هاي حفظ نظام

اعتقاد و ايمان، اخلاص، مجاهدت براى اداى تکليف، مجاهدت براى خدا، مجاهدت منهاى درآمد مادّىِ آن مجاهدت و تلاش. اينها مهمّ است؛ اينهاست که يک مجموعه ويک نظام را حفظ مي کند. در اصل انقلاب هم همين معنا بود و امروز هم هست. نبايد به بعضى از ظواهرى که مخالفان اصل نظام سعى مى‏کنند آنها را درشت و پر رنگ و رنگ‏آميزى کنند و نسبت به آنها مبالغه نمايند، فريب خورد. حقيقت قضيه، وجود ايمان است. امروز ايمان در دل جوانان ما، در دل مردم و در سرتاسر کشور ما گسترده است. البته عدّه‏اى اين را نمى‏فهمند. هم آن روزى که معنويت در غربت بود - مثل دوران امام سجّاد عليه‏السّلام - و هم آن‏روزى که معنويت در قدرت بود - مثل زمان پيامبر - در هر دو حال کسانى بودند که نمى‏توانستند درک کنند که هدف از اين تلاش، از اين مجاهدت و از اين حرکت معنوى چيست؛....: .... جهت گيرىِ آن قدرت چيست؟ صلاح و فلاح انسان؛ نجات انسان از مصائب مادّى و معنوى؛ نجات انسان از بى‏عدالتى؛ نجات انسان از دشمني‌ها و بغض جاهلانه ميان دلهاى انسانها؛ نجات انسان از چنگال قدرتِ جمعى غافل و کور و مستى که جز منيّت چيز ديگرى نمى‏فهمند. گرفتارى بزرگ بشر هميشه اين بوده است. بشر در بيشتر دوران عمر خود، گرفتار قدرتهايى بوده است که مستِ منيّت و خودخواهى بوده‏اند و چيزى که برايشان اهميت نداشته و ندارد، سرنوشت انسانهاست.

آقا روح الله :: 19/4/1385::  1:39 عصر


اعتماد به خدا و احکام الهي، عامل پيشرفت


   يقيناً يکى از عناصرى که عامل پيشرفت اسلام بود، اعتماد به خدا و احکام الهى بود: «امن الرسول بما انزل اليه من ربه و المؤمنون کل امن باللَّه و ملائکته و کتبه و رسله» (بقره.285 ) خود پيامبر و مؤمنينِ صدر اوّل، از اعماق دل به پيام اسلام و شعارهاى اسلامى، حقايق اسلامى و کافى بودن اسلام را براى نجات بشريت، حقيقتاً از بن دندان قبول داشتند. اين ايمان، عامل بسيار مهمّى است.



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[28/5/1387- 3:39 ع] اتحاد ملي از نگاه امام خامنه اي
[16/5/1387- 9:0 ص] محوريت عدالت در منظومه انديشه ي امام خامنه اي
[15/5/1387- 10:48 ص] 20سال رهبري امام خامنه اي به روايت دکتر محمدباقر قاليباف
[5/5/1387- 8:0 ص] مذاکرات هسته اي
[1/5/1387- 10:51 ص] امام علي(ع) منبع وحدت مسلمين
[12/4/1387- 3:55 ع] ديپلماسي ايران، 19سال پس از رهبري امام خامنه اي
[4/3/1387- 5:11 ع] برهه تاريخ ساز ملت ايران
[21/2/1387- 7:25 ص] تخت جمشيد مايه افتخار ايران است
[17/2/1387- 12:0 ع] حافظ شيرازي؛ درخشانترين ستاره‌ي فرهنگ فارسي
[17/2/1387- 8:4 ص] خصوصيّات لفظي حافظ
[17/1/1387- 8:0 ص] سال نوآوري و شکوفايي
[14/1/1387- 10:57 ص] پيام نوروزي امام خامنه اي
[23/11/1386- 12:5 ع] بازخوانى حوادث تاريخى
[4/11/1386- 12:0 ص] دستيابي به آرمانهاي انقلاب اسلامي
[29/4/1386- 10:0 ص] مهمترين نقش زنان
[همه عناوين(142)][آرشيو شده ها]
::تعداد کل بازديدها::

32287

::آشنايي بيشتر::
::لوگوي من::
امام خامنه اي
::لوگوي دوستان::

::وضعيت من در ياهو::
::فهرست موضوعي يادداشت ها::
::اشتراک::

نام:

ايميل: