آقا روح الله :: 15/7/1385:: 10:0 صبح
بهترين توشهها در اين ساعات با برکت، انس با خداى متعال، رو کردن به او، دل بستن به او، خواستن از او و سخن گفتن با اوست. عزيزترين چيزى هم که در اين روزها و در اين ماه از خدا مىخواهيد، «تقوا» باشد: «و اسعدنى بتقواک و لا تشقنى بمعصيتک.» سعادت، در تقواست. دنيا، در تقواست. آخرت، در تقواست. فتح و پيروزى، در تقواست. و گشايش در همهى امور و فرج الهى، در پرهيزکارى و تقواست. پس، از خدا بخواهيم که دل با تقوا به ما عنايت کند. يعنى به جاى اينکه دل ما جذبِ هوسها و هواها شود و انگيزههاى دنيايى و مادّى و شخصى و حقير، ما را به سوى خود جذب کند، ارادهى خدا جذبمان سازد و محبت او، ما را به خود جذب نمايد و اين، بر همهى کارهاى ما، پرتو افکن باشد.
آقا روح الله :: 13/7/1385:: 11:47 صبح
به برکت ماه رمضان، براى مسلمان فرصتى پيش مىآيد که بايد از آن در جهت تقويت حيات معنوى و نشاط مادّىِ خود استفاده کند. يکى از درسهاى بزرگ ماه رمضان که در خلال دعا و روزه و تلاوت قرآن در اين ماه بايد آن را فرا بگيريم و استفاده کنيم، اين است که با چشيدن گرسنگى و تشنگى، به فکر گرسنگان و محرومان و فقرا بيفتيم. در دعاى روزهاى ماه رمضان مىگوييم: «الّلهم اغن کلّ فقير. الّلهم اشبع کلّ جائع. الّلهم اکس کلّ عريان». اين دعا فقط براى خواندن نيست؛ براى اين است که همه خود را براى مبارزه با فقر و مجاهدت در راه ستردن غبار محروميت از چهرهى محرومان و مستضعفان موظّف بدانند. اين مبارزه، يک وظيفهى همگانى است. در آيات قرآن مىخوانيم: «أ رأيت الّذى يکذّب بالدّين. فذلک الّذى يدعّ اليتيم. و لايحضّ على طعام المسکين». يکى از نشانههاى تکذيبِ دين اين است که انسان در مقابل فقر فقيران و محرومان بىتفاوت باشد و احساس مسؤوليت نکند. در ماه رمضان، به برکت روزه، طعم گرسنگى و تشنگى و نرسيدن به آنچه اشتهاى نفس انسان است را درک کرديم و چشيديم. اين بايد ما را به احساس مسؤوليتى که اسلام در قبال مسألهى مهمّ فقر و فقير از يکايک مسلمانان خواسته است و بر دوش آنان وظيفه نهاده است، نزديک کند. آقا روح الله :: 12/7/1385:: 10:0 صبح

رابطه با خدا را همه بايد داشته باشند؛ اما شما که مسؤول هستيد و يکى از مديريّتهاى بالا در دست شماست - شما که مىگويم، يعنى ما مسؤولان، که من خودم از شما به اين کار اولى هستم - جزو شايستهترين افرادى هستيد که بايد اين رابطهى ويژه را با خدا داشته باشيد. نمازِ با توجّه و با حضور بخوانيد؛ به نوافل اهميت دهيد و سعى کنيد که در روز مقدارى قرآن تلاوت کنيد. هيچ روزى بر شما نگذرد که مقدارى قرآن - ولو ده آيه، پنج آيه - با تدبّر تلاوت نکنيد. اين، به شما نورانيّت مىبخشد. انتظار اين را نداشته باشيم که اگر امشب نافله خوانديم، فردا مثلاً گشايش مهمّى در کارمان بشود و اثرش ظاهر گردد؛ نه. در دعاهاى ما، نفس رابطهى با خدا، جزو بديهيّات و محکمات ادعيّهى ماست و خداى متعال، متضرّعين اليه را مورد توجه و عنايت خاص قرار مىدهد. تضرّع، اين خواص را دارد. آقا روح الله :: 10/7/1385:: 10:0 صبح
با قرآن بايد مثل آينه مواجه شد؛ پاکيزه، براق و بىزنگار؛ تا قرآن در دل ما منعکس شود. قرآن بايد در جان ما انعکاس پيدا کند؛ اين هميشه و براى همه نيست؛ براى کسانى است که دلشان را با صفاى باطن و نفس پاکيزه کنند؛ با ايمان، با باور و با قبول با قرآن مواجه شوند؛ والّا کسانىکه دل معاند دارند، بناى برنشنيدن و نفهميدن دارند، نواى قرآن، کلام قرآن و پيام قرآن در دل آنها اثرى نمىکند؛ «ولو انّنا نزّلنا اليهم الملائکة و کلّمهم الموتى و حشرنا عليهم کلّ شىء قبلا ما کانوا ليؤمنوا الّا أن يشاء اللَّه»؛ اگر براى برخى افراد زمين را به آسمان بدوزى، اين دلِ ناباور و زنگار گرفته، نزديک نمىشود و ايمان نمىآورد. لذا قرآن را هم مىخواند، اما به قرآن نزديک نمىشود.
آقا روح الله :: 9/7/1385:: 10:0 صبح
حجت الاسلام المسلمين فلاح زاده ديروز هم از آداب سفر برايمان گفت .
در آغاز سخن به نقل از اصول کافي نوشته مرحوم کليني گفت : پيامبر در سفر آنگاه که از بلندي به پايين مي آمدند تسبيح مي گفتند و آن هنگام که به سمت بالا حرکت مي کردند؛ تکبير.
وي از نوشتن وصيت قبل از سفر، تعيين وقت مناسب براي سفر، آرامش در سفر و… از مهمترين آداب مسافرت ذکر کرد.
…اين بار مردان و زنان مومني را مي بينم که به عشق رهبر مي خوانند :"خوني که در رگ ماست هديه به رهبر ماست."
آقا روح الله :: 8/7/1385:: 11:0 صبح

اگر انشاءاللَّه تلاوت قرآن در جامعهى ما همگانى شود، همه بتوانند قرآن را صحيح بخوانند و همهى خانهها موج شوق به تلاوت قرآن را در خود جاى بدهند، آن وقت ما اميدمان به اينکه جامعهى اسلامى و قرآنىِ به معناى واقعى در اين کشور تشکيل بشود، بيشتر خواهد شد. ما امروز يک حکومت اسلامى و يک جامعهى اسلامى هستيم؛ اما اين قدمهاى اول است. آن مقدارى که ما از اسلام داخل کشورمان و داخل حکومتمان در گفتار و کردار دولتمردانمان مشاهده ميکنيم، اين، آن اقلِ قليل از اسلام است؛ اين کمتر از آن چيزى است که براى يک جامعهى اسلامى مورد نياز است. همهى برکاتى که تا امروز بر نظام جمهورى اسلامى مترتّب شده، بر همين اقل قليل مترتّب شده است. اگر ملت ايران توانستند بت استبداد را در اين کشور بشکنند و فرو بريزند، اگر ملت ايران اين جرئت و دليرى را پيدا کردند که احساس کنند ميتوانند حرف زور را از هيچکس در دنيا نپذيرند و زير بار آن نروند، اگر مىبينيد جوانهاى ما در ميدانهاى علمى و عرصههاى علمى به پيش ميتازند و با يک تصاعد هندسى همينطور جلو و پيش ميروند - خوشبختانه روزبهروز دامنهى پيشرفت علمى در کشور ما گستردهتر ميشود - و اگر مىبينيد نشانههايى از اجراى عدالت در کشور ما هست - که البته عرض کردم فقط نشانههايى از اجراى عدالت هست، تا اجراى عدالتِ به معناى کامل هنوز فاصله داريم - اگر اينها را مشاهده ميکنيد و خلاصه اگر مىبينيد در جامعه و کشور ما، معروف اسلامى، معروف و منکر اسلامى، منکر است، اين به برکت همين اقل قليل اسلامى است که ما در جامعهمان داريم. هر چه ما بتوانيم دامنهى معرفت اسلامى، روحيهى اسلامى و فهم اسلامى را توسعه بدهيم، اين دستاوردها بيشتر و بيشتر و بيشتر خواهد شد و براى کشورهاى ديگر هم الگو خواهد شد.
آقا روح الله :: 7/7/1385:: 9:42 عصر
ماه رمضان مثل باران رحمتى بر فضاى زندگى ما مىبارد؛ آلودگيها، زياديها، زنگار گرفتگيها و کثافتهايى را که به دست خود ما در محيط زندگى و در جان و دلمان پديد آمده است، مىشويد و فضا را مصفا و دلها را نورانى مىکند؛
آقا روح الله :: 7/7/1385:: 8:57 عصر

از شرايط دعا، اجتناب از گناه و توبه است. اين شبها هم شبهاى توبه است. همه دچار گناه و تخلف هستيم. تخلفها کوچک و بزرگ دارد. از خداى متعال بايد عذرخواهى و استغفار و طلب بخشش و توبه کنيم و به سوى خدا برگرديم. عزم ما بايد اين باشد که از ما گناه سر نزند. گاهى انسان عزم مىکند و تصميم مىگيرد که گناه نکند؛ بعد دچار غفلت و اشتباه مىشود و لغزش پيدا مىکند؛ باز همين گناه سراغ انسان مىآيد؛ بار ديگر بايد توبه و استغفار کند؛ منتها استغفار بايد جدى و حقيقى باشد. گناه نکردن بايد يک قصد واقعى و جدى باشد. دربارهى دعا و استجابت دعا در روايت دارد که: «و ليخرج من مظالم الناس»؛ انسان بايد از مظلمهى مردم خارج شود تا دعايش قبول شود. در روايت ديگر دارد که خداى متعال به حضرت موسى خطاب فرمود: «يا موسى ادعنى بالقلب النقى واللسان الصادق». با دل پاک و زبان راستگو با خداى متعال حرف بزنيد و دعا کنيد؛ دعا قطعاً مستجاب خواهد شد.
آقا روح الله :: 3/7/1385:: 5:10 عصر
الحمدللَّه رب العالمين. والصّلاة والسّلام على سيدنا محمّد و آله الطاهرين. و لعنة اللَّه على اعدائهم اجمعين. قالاللَّه الحکيم: «شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن، هدى للنّاس و بيّنات من الهدى و الفرقان»
ماه رمضان فرصت خوبى براى خودسازى است. ماهمان ماده خام هستيم کهاگرروى خودمان کارکرديم و توانستيم اين ماده خام رابه شکلهاى برترتبديل کنيم، آن کار لازم در زندگى راانجام دادهايم. هدفِ حيات همين است. واى به حال کسانى که روى خودشان از لحاظ علم و عمل کارى نکنند و همانطور که وارد دنيا شدند، به اضافه پوسيدگيها و ضايعات و خرابيها و فسادها که در طول زندگى براى انسان پيش مى آيد، از اين دنيا بروند. مؤمن بايد بهطور دائم روى خودش کار کند؛ بهطور دائم. نه اينکه خيال کنيد «بهطور دائم» زيادى است يا نمىشود؛ نه. هم مىشود، هم زيادى نيست. اگر کسى مراقب خود باشد؛ مواظب باشد کارهاى ممنوع و کارهايى را که خلاف است انجام ندهد و راه خدا را با جديّت بپيمايد، موفّق مىشود. اين، همان خودسازى دائمى است و برنامه اسلام، متناسب با همين خودسازىِ بهطور دائم است.
اين نماز پنجگانه - پنج وقت نماز خواندن - ذکر گفتن؛ «ايّاکنعبدوايّاکنستعين» را تکرار کردن؛ رکوع کردن؛ به خاک افتادن و خداى متعال را تسبيح و تحميد و تهليل کردن براى چيست؟ براى اين است که انسان بهطور دائم مشغول خودسازى باشد. منتها گرفتاريها زياد است و همه گرفتاريم. گرفتارى زندگى؛ گرفتارى معاش؛ گرفتارى امور شخصى؛ گرفتارى اهل و اولاد، و انواع گرفتاريها مانع مى شود که ما به خودمان، آن چنان که شايسته است، برسيم. لذا يک ماه رمضان را که خداى متعال قرار داده است، فرصت مغتنمى است. اين ماه را از دست ندهيد. مقصودم اين است که اگر نمى توانيم بهطور دائم در حال مراقبت و ساختوساز خودمان باشيم، اقلاًّ ماه رمضان را مغتنم بشماريم .شرايط هم در ماه رمضان آماده است. يکى از بزرگترين شرايط، همين روزهاى است که شما مىگيريد. اين، يکى از بزرگترين توفيقات الهى است. توفيق يعنى چه؟ توفيق يعنى اينکه خداى متعال چيزى را براى انسان، مناسب بياورد. با واجب کردن روزه، خداى متعال زمينه مناسبى را براى من و شما بهوجود آورده است که قدرى در اين ماه به خودمان برسيم. روزه، نعمت بزرگى است. شکم خالى است و مبارزه با نفس، تا حدودى در اثناى روز، از جهات مختلف وجود دارد: هرچه را دوست داريد، نمىخوريد و نمىآشاميد و بسيارى از مشتهيات نفسانى را براى خودتان به مدت چند ساعت ممنوع مىکنيد. اين، يک مبارزه با نفس است؛ مبارزه با هواست، و مبارزه با هوا، در رأس تمام کارهاى نيک و خودسازيها قرار دارد.
ماه رمضان زمينه بسيار خوبى است و خداى متعال اين فرصت را به من و شما داده که در اين ماه، چنين امکانى را براى خودسازى پيدا کنيم. علاوه براينکه ساعات اين ماه بسيار با برکت است و خداى متعال، از لحاظ طبيعى اين لحظات و ساعات را اينگونه قرار داده است، ساعات بسيار مغتنمى هم هست. يک رکعت نماز شما؛ يک کلمه ذکر «سبحان اللَّه» شما؛ مختصر صدقه دادن شما، و يک صله رحم کوچکى که در اين ماه بکنيد، مزيّتى چند برابر بيشتر از همين امور، وقتى در غير ماه رمضان انجام مىشود، دارد. اين، فرصت بسيار خوبى است. زمينه خوبى است که انسان در اين ماه به خودش برسد. مثل طبيبى که با فردى بيمار مواجه است و آن بيمار به امراض متعدّدى مبتلاست - مرض قند دارد، فشار خون دارد، چربى خون دارد، استخوان درد دارد، رماتيسم دارد، زخم معده دارد و خلاصه انواع و اقسام مرض در او هست - طبيب حاذق که امراض او را مى شناسد و راه علاجش را بلد است، با اين بيمار چه کار مىکند؟ اوّل سعى مىکند بيماريهاى او را روى کاغذ بياورد و ببيند به چه امراضى مبتلاست. اگر طبيب، بعضى از بيماريهاى او را نشناسد و براى علاج بيمارى دوايى بدهد که با بيمارى ديگر ناسازگار باشد، ممکن است به جاى اينکه او را علاج کند، بيچاره را به بيماريهاى ديگرى هم متبلا سازد! مثلاً نداند که بيمار زخم معده دارد؛ بعد براى علاج رماتيسم او آسپرين بدهد! خوب، آسپرين علاج رماتيسم است؛ اما براى زخم معده بسيار مضرّ است. اگر طبيب، اين مرض را نشناسد و نداند که بيمار اين مرض را هم دارد، ممکن است به جاى اينکه او را علاج کند، بيچاره را به خونريزى معده هم مبتلا سازد. پس اوّل بايد با دقّت نگاه کند؛ دلسوزانه بيماريها را پيدا کند و آنها را بنويسد؛ بعد ببيند کدام مهمتر است، کدام فوتىتر است و کدام اصولىتر است. فرض بفرماييد اگر کسى معده ناراحتى دارد، هر دوايى به او بدهند نمىتواند به خوبى آن را جذب کند. يا اگر روده خرابى دارد، هر غذاى مقوّىاى بدهند و از آن بهره ببرد، نمىتواند استفاده کند. راهش اين است اوّل آن مرضى را که از بقيه بيماريها تأثير منفىاش بيشتر است و اگر خوب بشود تأثير مثبت شفايش بيشتر است، پيدا کنند.
ادامه مطلب...