آقا روح الله :: 17/9/1385:: 9:0 صبح

3- صداقت و مسئولپذيري دو ويژگي کارگزار
آنچه من مىخواهم عرض کنم اين است که دولت در واقع فعّالِ اصلى در صحنه کشور است و هر گونه موفّقيتى که براى دولت بهوجود آيد، موفّقيت نظام اسلامى است..... صداقت و مسئوليتپذيرى بايد در مديران وجود داشته باشد. هنر يک مدير اين است که مسئوليتپذيرى داشته باشد. بر مبناى يک پايه منطقى، کار را انجام دهيد و مسئوليتش را هم به گردن بگيريد؛ بگوييد اين کار را کردم، مسئوليتش هم با من است. از مسئوليت نبايد هراس داشت. آن چيزى که پيش خداى متعال و پيش مسئولان ارشد نظام و پيش مردم عذر واقعى شمرده مىشود، همين است که انسان بگويد من اين اقدام را بر اين اساس منطقى کردهام. پس بايد يک اساسِ منطقىِ قانونى وجود داشته باشد، که ملاک هم قانون است. بنابراين هيچ مشکلى نبايد وجود داشته باشد.
..... به نظر من اصلِ قضيه اين است که ما اگر در کار خود احساس مسئوليت داشته باشيم و کار را بر مبانى منطقى استوار کنيم، چنانچه نقصى هم در کار به وجود آيد، علاوه بر اينکه خداى متعال ما را مؤاخذه نخواهد کرد - چون «لا يکلّف اللَّه نفساً الّا وسعها» ( بقره: (286 - مردم هم ما را مؤاخذه نخواهند کرد؛ مردم هم خلاف توقّعشان نخواهد بود. ما بايد تلاش خود را بکنيم و کار را بر پايه منطقى استوار سازيم. وقتى مىگوييم پايه منطقى، معنايش اين نيست که حتماً و صددرصد درست است؛ نه، ممکن است منطق ما درست هم نباشد؛ اما بايد تلاشمان را براى جستجو از يک منطقِ درست آغاز کنيم و کار را بر پايه درستى استوار سازيم و مشورتهاى لازم را هم بکنيم......
آقا روح الله :: 15/9/1385:: 9:0 صبح
2- پرهيز از اسراف وتجمل گرايي
مسئولان اسلامى نبايد در رفتار و عملِ خودشان مسرفانه و متجمّلانه زندگى کنند. بالاتر از آن، نبايد طورى زندگى کنند که روش اسرافآميز و تجمّلآميز به يک فرهنگ تبديل شود. اين هم نقطه بعدى است که اهميتش از اوّلى بيشتر است، يا لااقل کمتر نيست. فرض بفرماييد اگر به وسيله يک نفر در سطح عالى و در ميان صاحبان مناصب حکومت اسلامى، کيفيّت آرايش محلّ زندگى و محلّ کار، کيفيّت زندگى خانوادگى، چگونگى ازدواج فرزندان، مهريهها و جهيزيهها و از اين قبيل، به شکل غير اسلامى آن - به معناى مسرفانه - انجام گيرد، اين به فرهنگ تبديل مىشود؛ به اين معنا که بقيه نگاه مىکنند و ياد مىگيرند؛ مهريهها بالا مىرود، ازدواجها مشکل مىشود، زندگى سخت مىشود و همين رفتار بتدريج آثارش در طول مدتى کوتاه يا بلند، در متن جامعه منعکس مىگردد. بنابراين مهمترين مطلب اصلى اميرالمؤمنين در باب حکومت اين است: حاکم نبايد حکومت را براى خود وسيلهي اعاشه و زندگى و کسب درآمد و اندوختن ثروت قرار دهد، بلکه بايد آن را يک مسئوليت بداند. بارى است بر دوش او؛ بايد همه همّت خود را بگذارد که اين بار را به منزل برساند.
نقطهي محورى همين مسئوليت هم رعايت حدود و حقوق مردم، رعايت عدالت در ميان مردم، رعايت انصاف در قضاياى مردم و تلاش براى تأمين امور مردم است. براى حاکم اسلامى، حوائج و نيازهاى مردم اصل است...
ادامه مطلب...
آقا روح الله :: 13/9/1385:: 12:24 عصر
1- داشتن انگيزهي کار تا آخرين لحظه
من اولين نکتهاى را که مىخواهم به شما مديران ارشد اين مجموعه عرض کنم، اين است که «انگيزه»ى کار در آغاز و در انجام کار نبايد هيچ تفاوت کند. يک مؤلف وقتى کتابى را مىنويسد، صفحهى آخر را با همان همت و با همان انگيزهيى مىنويسد که صفحهى اول را شروع کرده؛ زيرا اگر صفحهى آخر را شما ننويسيد، يا دقت به خرج ندهيد، يا با خط خوب ننويسيد، کتاب ناقص خواهد شد. به نظر من، مهمترين مسئله در آخرين سال مسئوليت و خدمت اين دولت اين است که دوستان و برادران و مديران با همان انگيزه و با همان تلاشى که در آغاز ورودشان به عرصهى خدمتگزارى داشتند، کار بکنند؛ نگذاريد خداى نکرده همتهايتان کاستى بگيرد.
نکتهى ديگر اين است که همهى ما نسبت به آنچه که انجام مىدهيم، مسئوليم؛ منتها مسئوليتها غالباً با پايان دورهى مسئوليت تمام نمىشود؛ چون کارهاى ما تأثيراتى در کارهاى افراد بعد از ما مىگذارد. همانطور که ما بر روى بناى افراد قبلى شروع به کار کرديم، ديگران هم بر روى بناى ما شروع به کار خواهند کرد. بنابراين، پىها را بايستى محکم گذاشت و ساختمان را بايستى استوار بنا کرد، تا هرچه که خواستند روى آن بسازند، بتوانند. و اين، افتخارش براى شما خواهد بود. اگر شما سياستهاى خوبى را امروز بگذاريد و اجرا کنيد - که اين سياستها در آينده سارى و جارى خواهد بود - هر کسى که بر اساس اين سياستها کار کند، ثواب و افتخار آن، براى شما خواهد بود؛ اما اگر خداى نکرده کوتاهى هم بکنيد، باز همينطور است؛ يعنى «من سنّ سنّة حسنة کان له اجرها و اجر من عمل بها الى يوم القيامة و من سنّ سنّة سيّئة کان عليه وزرها و وزر من عمل بها الى يوم القيامة». کارهاى ما تأثيراتى در آينده مىگذارد. با اين ديد، با اين نگاه، بايستى به همهى کارهايمان نگاه کنيم.
آقا روح الله :: 28/8/1385:: 12:52 عصر

آنچه که روى کاغذ و در عزم و اراده و ذهن ما هست، با آنچه که در خارج و واقعيت اتفاق مىافتد، فاصله دارد. هنر ما اين است که بتوانيم آن ذهنيتها را عينيت و تحقق خارجى ببخشيم؛ و بشود. درست است که تا اين نقشِ ذهنى نباشد، چيزى در خارج اتفاق نخواهد افتاد؛ اما لازم است که بدانند چه کار مىخواهند بکنند و تصميم بگيرند که بکنند؛ اما بين تصميم گرفتن و خواستن و شوق پيدا کردن تا رسيدن به آن نقطهى مطلوب، يک فاصلهاى وجود دارد که اين فاصله جز با همت، با تلاش، با قبول زحمت، با عرق ريختن و کار را دنبال کردن، به دست نمىآيد. مثالِ کوهنوردى را من ديروز براى جوانهاى دانشجو در دانشگاه گفتم. انسان نگاه مىکند به بالاى کوه؛ آدمهايى رفتهاند آن بالاها که يا به قله رسيدهاند يا به نزديک آن. وقتى انسان از اين پايين نگاه مىکند، دلش پرواز مىکند که: آه! بعد هم که همت مىکند که راه بيفتد؛ اما دو، سه تا پيچ که رفت، مىبيند عجب! سخت است! خيلىها از وسط راه برمى گردند؛ خيلىها خسته مىشوند؛ خيلىها هم آنجا مىمانند. آن آرزو و تصوير ذهنى مطلوب، در آن نقطهى بالاست. براى رسيدن و عينيت بخشيدن به آن، کارِ مداوم لازم است. مسئولان اين کارِ مداوم را بايد انجام بدهند؛ دنبال کنند و بخواهند؛ صادقانه، با امانت کامل و با همت، تا انشاءاللَّه بشود.
آقا روح الله :: 12/8/1385:: 1:42 عصر

در دنياى اسلام هم مسئله همين است. امروز مسئلهى اول بينالمللى دنياى اسلام، مسئلهى فلسطين است. البته مسئلهى عراق، مسئلهى لبنان و مسئلهى افغانستان، مسائل دنياى اسلام است؛ همه هم مهم است. در همهى اينها هم که نگاه مىکنيم، دست خاطى و گنه کار استکبار جهانى و امريکا و صهيونيسم را داريم مىبينيم. وظيفه هم روشن است. ملتها و دولتهاى مسلمان بايد به فکر بازگشت به هويت خود باشند و قدرت پيدا کنند تا به آنها زور نگويند. امروز در منطقهى خاور ميانه براى قدرت امريکا مصلحت برتر، عبارت است از مصلحت صهيونيستها و اسرائيل. بعضى از دولتهاى عرب و مسلمان هم با امريکا روابط خوب و نزديکى دارند؛ اما مصالح آنها در درجهى اول نيست. در مقابل مصلحت اسرائيل، مصلحت آنها اصلاً ملاحظه نمىشود. اين را همه بايد بفهمند و به آن توجه کنند. در خود فلسطين هم خيلى سعى کردند فلسطينيها را به جان هم بيندازند.
ادامه مطلب...
آقا روح الله :: 19/7/1385:: 2:24 عصر
علاوهى بر گناهان شخصى آحاد مردم، يک سياههاى از گناهان است که مخصوص مسئولان است و يکى از آنها همين است: «کوتاهى کردن»؛ کارى را که ميتوان انجام داد و ميبايد انجام داد، انجام ندادن. از جمله «دستدرازى به اموال عمومى»، جزو گناهان من و شماست؛ يعنى من و شما هستيم که ميتوانيم مرتکب اين گناه بشويم؛ اما آحاد مردم نميتوانند. تأثيرش هم نسبت به سرقتى که فلان آدم معمولى ممکن است بکند، بهمراتب بيشتر و مضاعف است. «کُند کردن حرکت عمومى کشور با ايجاد يأس»، يکى ديگر از گناهان ماست. مردم را مأيوس کنيم، نيروى محرکه را مأيوس کنيم و افق را در چشم آن کسانى که بايستى با شوق و اميد جلو بروند، تيره و تار نشان بدهيم؛ اين کُند کردن حرکت مردم است؛ اين يک گناه بزرگى است. يکى از چيزهايى که حرکت کشور را کُند ميکند، تفرقه، اختلاف و دست به گريبان شدن است؛ اين ايجاد اختلاف يا دامن زدن به اختلاف، جزو گناهان مخصوص طبقهى ماها مجموعهى مسئولان و سياستمدارها - است. يا فساد اقتصادى؛ چه دست داشتن در فساد اقتصادى، چه چشم بستن بر فساد اقتصادى، چيزهايى است که حرکت عمومى کشور را کُند ميکند. فساد اقتصادى، هم خودش يک کُندکننده است، از جهت اينکه فساد است و مسئلهى ماليهى عمومى کشور را دچار مشکل ميکند، هم انعکاسش در ذهن مردم از جهت ديگرى موجب فساد است، که نااميدى ايجاد ميکند؛ لذا چه شرکت داشتن در يک فساد - العياذباللَّه و خداى نخواسته - چه ديدن و چشم بستن بر يک فساد؛ يا کشاندن مردم به فساد؛ نوع ادبيات، نوع حرف و کارى که مردم را نسبت به مسائل مفسدانه جَرى و گستاخ کند - چه فساد مالى، چه فساد امور جنسى و امثال اينها - کُند کردن حرکت کشور است، و اينها گناهان ماست.
ادامه مطلب...