
سالگرد تشکيل بسيج مستضعفان، يادآور خاطره پرشکوه مجاهداتي است که در دوران هشت ساله جنگ تحميلي، زيباترين تابلوهاي ايثار و فداکاري همراه با نجابت و فروتني و توأم با شجاعت و رشادت را ترسيم کرده است. خاطره جوانمردان پاکدامن و غيوري که شيران روز و زاهدان شب بودند و صحنه نبرد با شيطان زر و زور را با عرصه جهاد با نفس اماره به هم آميختند و جبهه جنگ را محراب عبادت ساختند. جواناني که از لذات و هوسهاي جواني براي خدا گذشتند و پيراني که محنت ميدان جنگ را بر راحت پيرانه سر ترجيح دادند و مرداني که محبت زن و فرزند و يار و ديار را در قربانگاه عشق الهي فدا کردند؛ خاطره انسانهاي بزرگ و کم ادعايي که کمر به دفاع از ارزشهاي الهي بستند و از هيبت دروغين قدرتهايي که براي حفظ فرهنگ و ارزشهاي جاهلي غرب به مصاف ارزشهاي الهي آمده بودند، نهراسيدند.
بسيج عبارت است از مجموعهاي که در آنها پاک ترين انسانها، فداکارترين و آماده به کارترين جوانان کشور، در راه اهداف عالي اين ملت و براي کمال رساندن و به خوشبختي رساندن اين کشور جمع شده اند. ... مجموعهاي که دشمن را بيمناک و دوستان را اميدوار و خاطرجمع مي کند.
اگر نبود آن همه تلاش و جهاد مخلصانه که شما رزمندگان نيروهاي مسلح و بسيج مردمي در دوران جنگ هشت ساله نشان داديد و حقيقتاً اسلام را روسفيد و امت رسول الله (صلي الله عليه و آله) را سربلند ساختيد و اگر نبود خونهاي مطهر و معطري که در راه خدا بر زمين ريخته شد؛ يقيناً امروز از نظام اسلامي اثري نبود و پرچم قرآن چنين سربلند نمي شد.
امروز هم، بسيجي براي کشور دل مي سوزاند براي آباداني کشور تلاش مي کند، براي حفظ استقلال ملي، هرچه بتواند کار مي کند و از جان خود هم مي گذرد، امروز هم اگر احساس کند دشمن مي خواهد از روزنهاي، چه اقتصادي و سياسي و چه فرهنگي – به داخل کشور نفوذ کند در مقابل او مي ايستد و با مشت به صورتش مي کوبد.
شما بسیجی ها باید به گونه ای رفتار کنید که احترام و محبت مردم جلب شود. شما باید نمونه اخلاق و تواضع و مهربانی و رعایت مقررات باشید. آن کسی بسیجی تر است که مقررات را بیشتر رعایت می کند، به خاطر آنکه این فرد بیشتر از همه برای نظام دل می سوزاند و مقررات، لوازم قطعی اداره درست نظام است.

هفته بسيج در حقيقت فرصت و بهانهاي براي زنده نگه داشتن ارزشها و روح بسيجي در آحاد ملت، مخصوصاً جوانان پرشور و مدافعان عاشق صادق است. ... همان طور که امام و پيشواي راحل عظيم الشأن ما فرمودند، من هم آرزو مي کنم و از خدا ميخواهم که با بسيجيان محشور باشم. بسيج يک افتخار و يک ارزش است. سعي کنيد اين روحيه بسيجي را براي کشور و انقلاب و اسلام حفظ کنيد.
من به بسيجيان عزيز فعّال اين کشور علوي و فاطمي، عرض مي کنم؛ اميرالمؤمنين عليه الصّلاه والسلام را الگوي خودتان قرار دهيد که بهترين و بزرگترين الگو براي بسيجيان مسلمان در همه عالم، علي ابن ابيطالب عليه السلام است.
بسيج يعني حضور بهترين و بانشاط ترين و باايمان ترين نيروهاي عظيم ملت در ميدان هايي که براي منافع ملي، براي اهداف بالا، کشورشان به آنها نياز دارد، هميشه بهترين و خالص ترين و شرافتمندترين و پرافتخارترين انسانها اين خصوصيات را دارند. بسيج در يک کشور، معنايش آن زمرهاي است که حاضرند اين پرچم افتخار را بر دوش بکشند و برايش سرمايه گذاري کنند.
چرا در تبليغات جهاني و راديوها به بسيج اهانت مي شود؟ بسيج را که در خور تشويق و تعظيم و تحسين است مورد اهانت و بي مهري قرار ميدهند؟ چون نقش بسيج را در حفظ استقلال ملي، در حفظ غرور ملي در حفظ افتخارات ملي، در تأمين منافع ملي، و بالاخره از همه در اعلاء پرچم اسلام و نظام جمهوري اسلامي ميدانند به جد با بسيج دشمنند، امّا دشمني آنها فايدهای ندارد.
بسیج یکی از برکات انقلاب و از پدیده های بسیار شگفت آور و مخصوص این انقلاب است. این هم یکی از آن چیزهایی است که امام بزرگوار ما با دید الهی خود، با حکمتی که خدای متعال به او ارزانی کرده بود، برای کشور و ملت و انقلاب ما به یادگار گذاشت.
بسیج به معنی حضور آمادگی در همان نقطهای است که اسلام و قرآن و امام زمان (ارواحنا فداه) و این انقلاب مقدس به آن نیازمند است. لذا پیوند میان بسیجیان عزیز و حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) مهدی موعود عزیز، یک پیوند ناگسستنی و همیشگی است.

به نام خدا
آن هنگام که روياهاي کودکي ام جان مي گرفت معناي اشک هاي بي پايان مادر ، قد خميده ي مادر بزرگ و عصاي دست پدر بزرگ را نمي دانستم . آن گاه که با همسالان پر هيجان خود مشغول بازي و جنب و جوش بودم و دنياي کودکانه مرا در خويش فرو برده بود ، معناي عکس قاب گرفته ات را روي ديوار نمي دانستم .
من نمي دانستم معراج شهدا را کجاي شهرمان مي توان زيارت کرد و گريه ي بي اندازه آن همه مرد و زن آشناي دور و نزديک در مراسم وداعت چه مفهومي دارد ؟ من فقط در ذهنيت کودکانه و ساده ام ، همواره منتظر مسافري بودم که چند وقت پيش از سفر به من و برادرم گفته بود .
حالا من بودم و معراج شهداي شهرمان و اندوه و اشک آشنايان دور و نزديک و لباس تيره ي مادر . من آن وقت ها چه مي دانستم وقتي پا به مدرسه مي گذارم بايد از همان آغاز به تمرين کلمه اي مشغول شوم که مدتها منتظرش بودم . وقتي معلم سر مشق « بابا آب داد » را روي تخته نوشت با خود گفتم : راستي ! بابا کي از سفر بر مي گردد ؟ آه که چقدر دوست داشتم وقتي به خانه مي آيم تو را در آغوش بگيرم و نمره هاي بيست ام را نشانت دهم .
در کلاس اول راهنمايي وقتي معلم از بچه ها مي خواست خود را معرفي کنند و شغل پدرشان را بگويند با اندوهي تلخ تو را مسافر ناميدم و گفتم پدرم هنوز در سفر است .
هنوز در سفري پدر جان ، و هنوز يادم هست که مهربانانه هنگام وداع گفتي : بچه ها ! هواي مادر را داشته باشيد . اما نيستي که ببيني مادر اين سالها چقدر شکسته شده ! اين مادر شکسته همان است که صبر و استقامتش نگذاشت خم بر ابروي بچه ها بيايد با گريه هامان گريست و با خنده هامان لبخند زد اين مادر شکسته همان است که جواني اش را پاي بچه ها گذاشت و اجازه نداد بي پدري به اندوهي مجسم مبدل مان کند و جاي خالي تو در خانه احساس شود .
پدر ، نگاه کن ! حالا من بزرگ شده ام بزرگتر از درخت آلبالويي که در حياط خانه مان قد کشيد . هنوز چشم به راه توام و هنوز دوست دارم تو را گاهي در خواب ببينم تا بوسه اي هر چند کوتاه بر گونه هايم بنشاني .
گاهي به پروانه ها ، قاصدکها ، آينه ها و ابرها التماس مي کنم پیغام مرا به تو برسانند ، گاهی که نام تو را می شنوم و نسیم خسته را می بویم بی اختیار گریه ام می گیرد .
من فرزند جوان توام پدر ! اما هنوز وقتی عکست را پیش رویم می گذارم بغض و گریه امانم نمی دهد .
من فرزند جوان توام ! اما هنوز کودکانه دلم برایت پر می زند و تو خوب می دانی که چقدر دلتنگ نگاه پدرانه و نوازشگر و مهربان توام .
من فرزند جوان توام ! اما با همه ی این دلتنگی ها حالا خوب می دانم که دلیل رفتنت چه بود حالا خوب می دانم که چقدر از عشق سرشار بودی و چه خوب راه و رسم عاشقی را می دانستی .
پدر ! تو عاشقانه پر کشیدی و حالا خون عاشقانه ی تو در رگ های من است حالا من نیز عاشقم .
عاشقم میهن خویش را که با سرخی خون تو و همسنگرانت رنگین است . عاشقم انقلابمان را که یادگار پیر سفر کرده و راحل ماست .
عاشقم آرمانهای امام عزیز و شهدای شور آفرین مان را .
و عاشقم راه و رسم و رای و فرمان رهبر عز یزم را که همواره تماشای چهره و شنیدن کلامش آرامم کرده .
از خدا می خواهم این عشق را در مسیر ولایت مداری و پیروی از رهبر مهربان و ولی زمان به بالاترین حد و رتبه و درجه برساند .