این لحظههاى حوادث بزرگ تاریخى، در واقع عوامل پیشرفت تاریخ ملتها هستند. عاشورا یک نیمهروز بیشتر نبود؛ تاریخ را تکان داد و متحول کرد. یک حادثه، گاهى به قدرى عمیق و حکیمانه و بجا در طول زندگى یک ملت اتفاق مىافتد که تأثیرات آن براى سالهاى متمادى، گاهى براى قرنهاى متوالى باقى میماند. محرّم، یکى از همین مقاطع تاریخى است. عاشورا را شیعه، با همهى وجود نگه داشتند. شما ببینید در طول سالهاى متمادى، قرنهاى متمادى، یاد امام حسین، نام امام حسین، تربت امام حسین، عزاى امام حسین هرگز از بین مردم پیرو اهلبیت و مؤمنِ به اهلبیت خارج نشد؛ این را رها نکردند؛ هرچند خیلى تلاش شد. حالا شما قضیهى متوکل و بستن راه را شنیدهاید. اینها آن کارهاى چاروادارى، مخالفتهاى چاروادارى بوده است. مخالفتهاى بسیار زیادى در طول زمان به شکلهاى ظاهراً علمى، به شکل احساساتى، به شکل تجربهاى انجام دادند، ولى شیعه نگه داشته است و باید نگه دارد.
میگویند چرا ماتم و گریه و اشک را در بین مردم رواج میدهید؟ این ماتم و اشک براى ماتم و اشک نیست، براى ارزشهاست. آنچه پشت سر این عزاداریها، بر سر و سینه زدنها، اشک ریختنها وجود دارد، عزیزترین چیزهائى است که در گنجینهى بشریت ممکن است وجود داشته باشد؛ او همان ارزشهاى معنوىِ الهى است. اینها را میخواهند نگه دارند که حسینبنعلى مظهر این ارزشها بود. یادِ آنهاست؛ زنده نگه داشتن آنهاست.
حج، بازخوانی و فراگیری این درسهای بزرگ است. برائت از مشرکان و بیزاری از بتها و بتگران، روح حاکم بر حج مؤمنان است. جایجای حج، نمایشگر دلسپردن به خدا و سعی و تلاش در راه او، و برائت از شیطان و رمی و طرد او و جبههگیری در برابر اوست. و جایجای حج، مظهر اتحاد و انسجام اهل قبله و رنگباختنِ تفاوتهای طبیعی و اعتباری و برجستهشدن وحدت و برادری حقیقی و ایمانی آنها است.
اینها درسهائی است که ما مسلمانان از هر نقطهی جهان باید فرا گیریم و براساس آن برای زندگی و آیندهی خود برنامهریزی کنیم.
انسجام اسلامى یعنى کشورهاى مسلمان قدر امت بزرگ اسلامى را بدانند. ما از تکه تکه شدن سودى نمی بریم. ما از دشمنى با یکدیگر سودى نمیبریم. ما از تشدید اختلافات قومى، فرقهاى، شیعه و سنى، عرب و عجم سودى نمیبریم. امت اسلامى یک مجموعهى عظیم است با امکانات بسیار، با سرمایههاى بسیار؛ اما دنیاى غرب ما را تکهپاره کرده است، ما را در مقابل هم قرار داده است. قومیتهاى ما را سلاحى براى برخورد با برادران مسلمان قرار داده است و ما هم نادانسته و جاهلانه، این توطئه و این ترفند را پذیرفتیم و در این دام قرار گرفتیم. باید به خود بیائیم.
ما تعارف نکردیم که گفتیم امسال، سال انسجام اسلامى است. مىبینیم توطئههاى دنیاى اسلام را؛ مىبینیم تلاشهائى را که انجام میگیرد؛ پولهائى را که خرج میشود براى اینکه بین برادران جدائى بیندازند، نیروهاى ما را علیه هم به کار بیندازند، نگذارند پیش برویم. ما خیلى عقبماندگى داریم. دنیاى اسلام خیلى عقبماندگى دارد. در میدان علم و فناورى باید جلو برویم؛ بالاتر از آن، در میدان تهذیب نفس، پرداختن به خود، باید حرکت کنیم؛ باید جلو برویم.
امروز هم بشریت در نهایت نیاز و احتیاج به پیام بعثت و به پیروى از تعالیم انبیاء عظام الهى است، که همهى آنها به نحو کامل در تعالیم اسلام و قرآن جمع شده است. در رأس برنامههاى دعوت اسلامى، سه چیز از همه مهمتر است که در آیات کریمهى قرآن به آنها تصریح شده است:
علم و حکمت ، تزکیه و اخلاق ، و عدالت و انصاف.
اگر درست نگاه کنیم، امروز هم بشر محتاج همین سه چیز است. علم بشر، امروز پیشرفتهاى زیادى داشته است؛ منتها در یک بُعد خاص. علوم مادى و طبیعى - علوم مربوط به زندگى مادى - در بین بشریت پیشرفت کرده است؛ اما بشر در علوم معنوى - چیزهائى که ذهن بشر را نسبت به مبدأ آفرینش و به توحید الهى روشن میکند؛ دل او را هدایت میکند به آن سمتى که بشر براى آن آفریده شده است - محتاج آموختن و فرا گرفتن است. دعوت اسلام به علم، یک دعوت همهجانبه است. مسئلهى اخلاق و تزکیهى معنوى و روحى، از این هم امروز مهمتر است. گرفتاریهاى بشر، ناشى از دور افتادن از تزکیهى اخلاقى است.
در درجهى اول نخبگان ملتها، مسئولان امور کشورها و جوامع، مخاطب این سخنند. اگر در قلههاى جوامع بشرى - که نخبگان سیاسى و علمى و فرهنگى قرار دارند - اخلاق و معنویت و تزکیه وجود داشته باشد، این سرچشمهى فیاض به دامنهها خواهد رسید و مردم هم از اخلاق نیک برخوردار خواهند شد. مسئولان کشور اسلامى در درجهى اول مخاطب این سخنند. حب دنیا، حب شهوات، پایبندى به امیال و هوسهاى حیوانى، دوستیها و دشمنیهائى که منشأ آنها منشأ حیوانى و مادى است؛ جنگافروزیهائى که منشأ آنها قدرتطلبى و میل به توسعهى قدرت مادى است؛ ناامنیهائى که منشأ آنها خباثتها و رذالتهاى سیاسى دستاندرکاران امور سیاست کشورهاست، گرفتارى عمدهى بشرى است.
تزکیهى اخلاقى براى یک کشور، یک امر ضرورى است؛ مهرورزى انسانها با یکدیگر، انصاف انسانها نسبت به یکدیگر، رعایت حال انسانهاى دیگر در برنامهریزى زندگى انسان، رحم و مروت بین افراد بشر، چیزهائى است که زندگى بشر را آرامش میبخشد. اگر ملاحظه میکنیم که دنیا امروز بیش از گذشته در آتش ناامنیها میسوزد - ناامنى، امروز بزرگترین بلاى بشر یا لااقل یکى از بزرگترین بلایاى بشرى است؛ انسانها در درون خانوادهشان امنیت ندارند؛ در محیط زندگى اجتماعى امنیت ندارند؛ در میان کشور و میهن خودشان امنیت ندارند - این ناامنى ناشى از سوء سیاستها، ناشى از قدرتطلبیها، ناشى از بىاخلاقیها، ناشى از دورى انسانها از تزکیه است. و اسلام ما را به تزکیه دعوت میکند و این یک قلم بسیار عمده از تعالیم اسلام است. «یتلوا علیکم ایاتنا و یزکیکم و یعلّمکم الکتاب و الحکمة»؛ آیات الهى را تلاوت میکند و آنها را تزکیه میکند؛ آنها را تعلیم میدهد.
و عدالت. استقرار عدالت، دستور همهى انبیاء الهى است، که فرمود ارسال رسل و فرستادن کتابها و این همه تلاشى که انبیاء و پیروان انبیاء انجام دادند، براى این است که: «لیقوم النّاس بالقسط»؛ زندگى مردم، زندگى همراه با قسط باشد.
در مسألهى زنان آنچه که در درجهى اول اهمیت قرار دارد، مسألهى «خانواده» است؛ نقش زن به عنوان عضوى از خانواده. به نظر من از همهى نقشهائى که زن میتواند ایفاء کند، این اهمیتش بیشتر است. البته بعضىها اینطور حرفها را در همان نظر اول با شدت رد میکنند و میگویند آقا شما میخواهید زن را توى خانه اسیر کنید، محبوس کنید، از حضور در صحنههاى زندگى و فعالیت باز بدارید؛ نه، به هیچ وجه قصد ما این نیست؛ اسلام هم این را نخواسته. اسلام وقتى که میگوید: «والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر»،(1) یعنى مؤمنین و مؤمنات در حفظ مجموعهى نظام اجتماعى و امر به معروف و نهى از منکر همه سهیم و شریکند؛ زن را استثناء نکرده. ما هم نمیتوانیم زن را استثناء کنیم. مسئولیت ادارهى جامعهى اسلامى و پیشرفت جامعهى اسلامى بر دوش همه است؛ بر دوش زن، بر دوش مرد؛ هر کدامى به نحوى بر حسب توانائىهاى خودشان. بحث سر این نیست که زن آیا میتواند مسئولیتى در بیرون از منزل داشته باشد یا نه - البته که میتواند، شکى در این نیست؛ نگاه اسلامى مطلقاً این را نفى نمیکند - بحث در این است که آیا زن حق دارد به خاطر همهى چیزهاى مطلوب و جالب و شیرینى که در بیرون از محیط خانواده براى او ممکن است تصور شود، نقش خود را در خانواده از بین ببرد؟ نقش مادرى را، نقش همسرى را؟ حق دارد یا نه؟ ما روى این نقش تکیه میکنیم. من میگویم مهمترین نقشى که یک زن در هر سطحى از علم و سواد و معلومات و تحقیق و معنویت میتواند ایفاء کند، آن نقشى است که به عنوان یک مادر و به عنوان یک همسر میتواند ایفاء کند؛ این از همهى کارهاى دیگر او مهمتر است؛ این، آن کارى است که غیر از زن، کس دیگرى نمیتواند آن را انجام دهد. گیرم این زن مسئولیت مهم دیگرى هم داشته باشد - داشته باشد - اما این مسئولیت را باید مسئولیت اول و مسئولیت اصلى خودش بداند. بقاى نوع بشر و رشد و بالندگى استعدادهاى درونى انسان به این وابسته است؛ حفظ سلامت روحى جامعه به این وابسته است؛ سَکن و آرامش و طمأنینه در مقابل بیقرارىها و بىتابىها و تلاطمها به این وابسته است؛ این را نباید فراموش کنیم.
در نظام اسلامى محدودیتى که به وجود مىآید، که این محدودیت بر طبق فطرت انسانىِ زنانه است؛ هم براى مردها محدودیت است، به یک کیفیتى؛ هم براى زنها به کیفیت دیگرى محدودیت است، کمک کنندهى به این است که نیروهاى آنها هرز نرود و حتىالمقدور در جهت درستى به کار بیفتد؛ که آن وقت نتیجهاش میشود رشد فکرى و علمى و عملى در جامعهى زنان، که امروز شاهدش هستیم. اینکه گفته میشد - و البته هنوز هم بعضىها با غفلتِ تمام میگویند - مگر میشود با حجاب و با رعایت حدود شرعى و اسلامى، جامعهى زنان رشد کند، تکلیف مسألهى زن در نظام اسلامى چه میشود، این جواب عملىاش، جواب عینىاش، همین وجود مجموعهى عظیم نخبگان زن در جامعهى ماست، که هیچ وقت ما در کشور چنین وضعى را نداشتیم؛ در دورهى طاغوت هم نبوده، قبل از آن هم که وضع تعلیم و تربیت از جهت دیگرى اشکال داشته. امروز در نظام اسلامى بحمداللَّه این فراهم است. حالا تعداد بیشتر برگزیدگان دختر در دانشگاهها و امثال آن، اینها مسائل درجهى دو است؛ مسألهى درجهى یک این است که همین مجموعهى زنان نخبه توانستهاند در نظام جمهورى اسلامى در بخشهاى مختلف بدرخشند.
ما در مسألهى حقوق زنان از دنیا طلبگاریم؛ ما مدعى دنیائیم. حالا مؤسسات وابسته به سازمان ملل یا غیر آنها یا فلان مجموعهى روزنامهنگار بیایند به اسم حقوق بشر، موضوع حجاب و بعضى از این قبیل چیزها را زیر سؤال بکشند و اظهار طلبگارى کنند، این واقعیت قضیه را عوض نمیکند. ما از دنیا طلبگاریم. دنیا که عرض میکنم، یعنى دنیاى غرب. ما هستیم که به دنیا خطاب میکنیم و میگوئیم: شما به بشریت عموماً و به زن خصوصاً خیانت کردهاید؛ با کشاندن زن و مرد به وادى ابتلائات جنسى و برافروختن و دامن زدن به آتش زیادهروىهاى جنسىِ بىقانون و بىنظم در جامعه، با آوردن زن به شکل متبرج به وسط میدان. معلوم است که زن، آن بخش زیباى آفرینش بشر است. این بخش زیبا به طور طبیعى با اندکى در پرده بودن همراه است؛ این خاصیت این بخش زیبا و لطیف وجود انسانى است. این پرده را دریدن و آنچه را که باید با نظم و قانون پیگیرى شود - آن نیاز غریزى انسانى، چه در زن و چه در مرد - بىقانون و بىنظم در جامعه رواج دادن، بزرگترین خیانتى است که در درجهى اول به زن و در درجهى بعد به همهى بشریت - زن و مرد - انجام گرفته؛ این کار را سیاستهاى غربى کردهاند. البته اولین ضرر و بزرگترین ضرر را هم خودشان بردهاند. الان مسألهى همجنسگرائى در دنیاى غرب یکى از ابتلائات است. البته به رو نمىآورند؛ اما حقیقت قضیه این است که امروز براى اندیشمندان و آنها یکى از دردهاى بزرگ و غیرقابل علاج شده است؛ چارهاى هم ندارند. آنطور حرکت کردن، آنطور ادبیاتِ پردهدرانه و عریان در زمینهى مسائل جنسى و ارتباط زن و مردم را به میان آوردن، آنطور جنس زن را - یعنى همان بخش زیبا و لطیف و مستور و در پردهى وجود بشر را - براى شغل، براى تبلیغات، براى کار، به میدان کشاندن، از لبخند او، از زیبائىهاى او، از جسم او، از چهرهى او براى ترویج فلان جنس بىارزش و پست، براى به دست آوردن پول استفاده کردن، این چیزها را هم دنبال خودش دارد؛ طبیعى است. این کارها را دنیاى غرب کرده، این کارها را سیاستهاى غربى کردهاند؛ مربوط به ادیان هم نیست، مربوط به مسیحیت و یهودیت هم نیست؛ مربوط به سیاستهاى جدیدى است که از حدود صد و پنجاه سال پیش در دنیا رایج شده است.
انسجام اسلامى یعنى عصبیتهاى بینالمذاهبى مسلمانها نباید تحریک شود. شما نباید کارى کنید که عصبیت آن مسلمانِ غیرشیعه علیه شما تحریک شود؛ او هم متقابلاً نباید کارى کند که غیرت و عصبیت شما را علیه خودش تحریک کند. دشمنان ما همین را میخواهند. الان شما ببینید دو تا گروه فلسطینى در فلسطین دارند با هم میجنگند! براى اسرائیل چه از این بهتر! به جاى اینکه تفنگها به طرف آنها متوجه شود، علیه همدیگر دارند میجنگند! خوب، این خیلى چیز خوبى براى اسرائیل است. چقدر خرج کند، مىارزد که یک چنین وضعى پیش بیاید. فرض بفرمائید در لبنان هم یک گروهى پیدا میشوند و بنا میکنند با یک گروه دیگرى مبارزه کردن و جنگیدن. چه نعمتى بزرگتر از این براى اسرائیل و امریکا! این بهتر است یا اینکه یک گروهى مثل حزباللَّه بیاید جلو، همه هم دنبالش - بعضى از روى دل و ایمان، بعضى هم از روى ترس از افکار عمومى - و اسرائیل را شکست بدهند؟ معلوم است که وضعیت اختلاف براى آنها بهتر است. در دنیاى اسلام، قضیه همین است. آیا مسلمانهاى مصر و اردن و عراق و پاکستان و هند و ترکیه و جاهاى دیگر، اگر به خیابانها بیایند و به نفع جمهورى اسلامى شعار بدهند، براى امریکا بهتر است یا کارى کند که اگر در یک مسئلهاى، ایران اسلامى صدائى بلند کرد، همهى این ملتها خاموش بشوند؛ بعضیها اظهار مخالفت هم بکنند؟ پیداست دنبال دومىاند. چه جورى میشود؟ چطور ممکن است این کار؟ خیلى آسان است. کارى کنند که عصبیتهاى شیعه و سنى را زنده کنند. به آنها تفهیم کنند اینها شیعهاند؛ اینها صحابه را سب میکنند؛ اینها مقدسین شما را چنین و چنان میکنند. جدائى بیندازند؛ آنها این را میخواهند. منادى وحدت شیعه و سنى، از اوّلى که این فکرها پیدا شده، این چیزها مورد نظرش بوده است. یک عدهاى چرا نمیفهمند؟ امام بزرگوار ما که منادى اتحاد بین مسلمین بود، از همهى اینهائى که مدعىاند، ولایتش و اعتقادش و ارادتش و عشقش به ائمه (علیهمالسّلام) بیشتر بود. او بهتر میفهمید ولایت را یا فلان آدم عامى که حالا به اسم ولایت کارهاى خلاف میکند، حرفهاى بىربط میزند در مجالس عام و خاص؟ وحدت را حفظ کنید.
اگر دیدید در جامعه بین شما کسانى هستند که عکس این رفتار میکنند، آنها را طردشان کنید؛ مخالفت خودتان را به آنها ابراز و اعلام کنید؛ اینها ضرر میزنند؛ ضربه میزنند. ضربهاى به اسلام میزنند، ضربهاى به تشیع میزنند، ضربهاى به جامعهى اسلامى میزنند. این از جمله مسائل بسیار مهم است.
امروز وحدت اسلامى به نفع نظام اسلامى است؛ به نفع جمهورى اسلامى است. علیه این جهتگیرى حرکت کردن، به نفع امریکاست؛ به نفع صهیونیستهاست؛ به نفع همان گردنکلفتهائى است که در دنیاى اسلام جیبهایشان را از دلارهاى نفتى پُر کردند و دلشان نمیخواهد که عنصرى مثل جمهورى اسلامى، مثل ملت ایران اصلاً وجود داشته باشد. به هر حال، از خداى متعال میخواهیم همهى ما را هدایت کند.
امام ابرقدرتها را خوب شناخته بود؛ با قدرتهاى سلطهگر و تجاوزگر نمیشود با التماس حرف زد. تا وقتى شما التماس کنید، عقبنشینى کنید، نرمش بخرج بدهید، طبیعت سلطهطلب این است که مُشتهاى خود را گرهتر میکند، تهدید خود را جدیتر میکند، چهرهى خود را خشمگینتر میکند و جلوتر مىآید. حق را با ایستادگى باید گرفت. ملت ایران به حقِ استدلال خود دست یافت، عزت خود را تأمین کرد، مرزهاى خود را امن کرد، یک حکومت باثبات در کشور به برکت همین ایستادگى، به برکت همین مجاهدت به وجود آورد؛ احساس قدرت کرد.
عزیزان من! ملت بزرگ ایران! جوانان عزیز! خودتان را جدى بگیرید. خودتان را باور کنید. توانستید و خواهید توانست. آن چیزى که قدرتهاى سلطهطلب بخواهند به یک ملت اعطا بکنند، ارزشِ گرفتن ندارد. حق دستیابى به انرژى هستهاى را ملت ایران التماس کند تا قدرتمندان زورگوى دنیا و عزیزان بىجهت دنیا بپذیرند که او داراى حق هستهاى است! نه؛ این، رویهى یک ملت آزاد و مستقل نیست. همهى حقوق دیگر هم از این قبیل است.
پیوند برادرى میان ملت لازم است، اما کافى نیست؛ پیوند برادرى علاوهى بر درون ملت، باید میان امت اسلامى با کشورها و ملتهاى دیگر برقرار باشد. جنگ شیعه و سنى از جملهى توطئههاى بزرگ دشمنان است. یک گروه متعصبِ متحجرِ بىخبر از حقایق عالَم و بىخبر از معنویت را در مقابلهى با فِرق اسلامى به راه مىاندازند - در عراق یکجور، در لبنان یکجور، در مناطق دیگر یکجور - براى اینکه اختلاف ایجاد کنند.
برادران مسلمان چه در ایران، چه در عراق، چه در پاکستان، چه در لبنان، چه در فلسطین، چه در دیگر مناطق عالَم، از هر مذهبى که هستند، این را میدانند که نظر ما این است و نظر علماى حقیقى اسلام این است که: «آلودن دست به خون برادر مسلمان، جزو گناهان غیرقابل بخشش است». کسانى دست خود را به خون برادران مسلمانشان مىآلایند به عنوان پیروى از اسلام؟! به نام پایبندى به اسلام؟! این خروج از اسلام است. همه بدانند: برادرى ملت ایران با ملتهاى مسلمان دیگر، یک برادرى واقعى است؛ اختلاف مذهبى در جاى خود هست - شیعه، شیعه است؛ سنى، سنى است - در میان اهل تسنن و در میان شیعه، اختلافهاى فکرى و مذهبى باز هم وجود دارد؛ اما همهى اینها زیر پرچم لا اله الّا اللَّه و محمد رسول اللَّه باید برادر باشند و در مقابله با دشمنان اسلام و دشمنان امت اسلامى بتوانند ایستادگى کنند.

کارگزاران نظام اسلامی
سیاست داخلی ایران
سیاست بین الملل
حوزه علمیه و طلاب
دانشگاه و دانشجویان
اسلام ناب محمدی
آموزش و پرورش
ارتش بیست میلیونی
گنجینه دفاع مقدس
الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت
پاسخ به شبهات ولایت فقیه
فرهنگ بومی و ملی
جنگ نرم و تبلیغات
اتحاد و انسجام اسلامی
بیداری اسلامی ملتها
همت مضاعف
شرح حدیث
انتخابات
ماه مبارک رمضان
راه نمای همسران جوان
درباره امام خامنه ای
چرا می گوییم امام خامنه ای؟
آرشیو سایت

رهسپاریم با ولایت تا شهادت
وبلاگ علمی مقالات مدیریت
.: شهر عشق :.
منطقه آزاد
گروه اینترنتی جرقه داتکو
در برابر نسیم
صل الله علی الباکین علی الحسین
کشکول
انا مجنون الحسین
من هیچم
وبلاگ سید حسن نصرالله
حدائق ذات بهجة
ایــ عزیـــــز ـــــــران
با سید علی تا فتح قدس
رهروان ولایت
بصیرت
امیر قافله صبر و بصیرت
هدایتگر آسمانی
سربازان سید علی خامنه ای
از رهبر چه میدانید؟
جانم فدای رهبر جانبازم
فرمانبر
بسیج شهید چمران شیراز
مرد دفاع
جانم فدای رهبر
شمشیر ولایت
یار ولایت
ما اهل کوفه نیستیم
من باتو هیچگاه نبودم تو با منی
www.خامنه-ای.net/
طرفداران عدالت
موج رهروان ولایت
فدایی رهبر
امام خامنه ای
عشق من امام خامنه ای
فیـــــه ما فیـــــه
رهروان ولایت و امام
دانش آموزان پیرو خط ولایت
عمار امام سیدعلی
مثبت
مکتب ولایت
ولایت فقیه و دفاع از آن
فدائیان ولایت گرگان